يکشنبه 28 تير 1405-9:8 کد خبر:63902

گزارش

حجاب و عفاف؛ فراتر از پوشش

انعکاس شمال-حجاب و عفاف در نسبت با امنیت روانی و کرامت انسانی می‌گنجد.


مسئله حجاب و عفاف در روزگار معاصر، غالباً در چارچوب منازعات اجتماعی و سیاسی مورد بحث قرار می‌گیرد و کمتر به ابعاد معرفتی و کارکردی آن توجه می‌شود. 

این در حالی است که با رجوع هم‌زمان به متون وحیانی و یافته‌های علوم انسانی، می‌توان تصویری عمیق‌تر از این مفهوم به دست آورد. در این چارچوب، حجاب و عفاف نه صرفاً یک حکم عبادی، بلکه سازوکاری برای صیانت از هویت انسانی و تنظیم روابط اجتماعی در دنیای پیچیده امروز تلقی می‌شوند.

از منظر قرآن کریم، حجاب کارکردی هویتی و امنیت‌بخش دارد. برخلاف برداشت‌های سطحی که آن را محدودکننده می‌دانند، قرآن حجاب را عاملی برای «شناخته شدن» و در نتیجه «مصونیت از آزار» معرفی می‌کند. در آیه 59 سوره احزاب آمده است: «ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ». مفسران، از جمله علامه طباطبایی، این «شناخت» را ناظر به تمایز مبتنی بر کرامت و شخصیت انسانی دانسته‌اند، نه برجستگی‌های جسمانی. 

بدین ترتیب، حجاب در نگاه قرآنی، نوعی «شناسنامه کرامت» است که به تثبیت جایگاه اجتماعی فرد کمک می‌کند.

در سنت روایی نیز عفاف، به عنوان بُعد درونی حجاب، جایگاهی بنیادین دارد. اگر حجاب را نمود بیرونی بدانیم، عفاف روح حاکم بر آن است. امیرالمؤمنین علی (ع) در حکمت 47 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «عِفَّةُ المَرءِ عَلى قَدرِ مُرُوَّتِهِ». این بیان، عفاف را نه صرفاً در حوزه روابط جنسی، بلکه به مثابه شاخصی از مروّت و اصالت شخصیت انسانی معرفی می‌کند؛ مفهومی که شامل کنترل نگاه، گفتار و رفتار می‌شود و به انسجام اخلاقی فرد می‌انجامد.

از منظر روان‌شناسی، یکی از چالش‌های جدی جوامع معاصر، پدیده «شیء‌انگاری» به‌ویژه در حوزه جنسیت است. بر اساس نظریه «شیء‌انگاری» فردریکسون و رابرتز، تأکید افراطی بر ظاهر جسمانی در فضاهای اجتماعی، به شکل‌گیری «خود-نظارتی» در افراد می‌انجامد؛ وضعیتی که در آن فرد به‌طور مستمر خود را از منظر دیگران ارزیابی می‌کند. این فرایند با افزایش اضطراب، کاهش عزت‌نفس و افت تمرکز شناختی همراه است. در این چارچوب، حجاب و رعایت حریم‌های پوششی می‌توانند به کاهش فشار ناشی از نگاه‌های ابزاری کمک کرده و زمینه تمرکز بر توانمندی‌های فکری و هویتی را فراهم سازند.

از سوی دیگر، مطالعات روان‌شناسی اجتماعی و پزشکی نیز بر اهمیت کنترل محرک‌های محیطی تأکید دارند. سیستم عصبی انسان نسبت به محرک‌های بصری حساس است و حضور مداوم محرک‌های شدید، به‌ویژه در فضاهای عمومی، می‌تواند موجب افزایش سطح استرس و اختلال در تمرکز شود.

 در چنین شرایطی، رعایت حدود پوششی و تقویت خویشتنداری، به‌عنوان یک «فیلتر تنظیم‌کننده»، به کاهش تحریکات غیرضروری، ثبات هیجانی و بهبود سلامت روان جمعی کمک می‌کند. همچنین در چارچوب روان‌شناسی مثبت‌گرا، خویشتنداری یکی از مؤلفه‌های اصلی سلامت روان و موفقیت فردی شناخته می‌شود که عفاف را می‌توان جلوه‌ای عینی از آن دانست.

برآیند این تحلیل‌ها نشان می‌دهد که حجاب و عفاف را نمی‌توان صرفاً در سطح یک دستور مذهبی تقلیل داد، بلکه باید آن را نوعی «راهبرد سلامت فردی و اجتماعی» تلقی کرد. این دو مفهوم با ایجاد مرز میان حریم خصوصی و فضای عمومی، از تقلیل انسان به یک ابژه جلوگیری کرده و زمینه‌ساز بازگشت به کرامت انسانی می‌شوند. در این میان، عفاف به‌عنوان پیونددهنده ارزش‌های درونی و رفتارهای بیرونی، نقش کلیدی در تحقق این هدف ایفا می‌کند.

منابع:
- قرآن کریم، سوره احزاب، آیه 59  
- طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج 16  
- نهج‌البلاغه، حکمت 47  
- مطهری، مرتضی، مسئله حجاب  
- شجاعی، محمدصادق، روان‌شناسی زن  
- فردریکسون، باربارا و رابرتز، تومی-آن، نظریه شیء‌انگاری  
- مقالات حوزه روان‌شناسی اجتماعی و سلامت روان (پژوهش‌های داخلی)

فاطمه ابراهیمی فعال حوزوی