شنبه 13 ارديبهشت 1404-8:18 کد خبر:61400
قتل اندیشه؛
چرا فرقان تصمیم به ترور شهید مطهری گرفت؟
انعکاس شمال-سالروز شهادت شهید مرتضی مطهری، یادآور فداکاری و ارادهای است که او برای ترویج تفکر اسلامی و ارتقای سطح آگاهی مردم از خود نشان داد.
دوازدهم اردیبهشت، نه فقط سالروز فقدان یک فیلسوف یا یک مبارز انقلابی، بلکه یادآور شهادت مردی است که با بنان و بیان خود انقلاب را به اندیشههای ژرف و معارف ناب اسلامی گره زد. شهید مرتضی مطهری تنها یک فیلسوف یا یک روحانی نبود؛ او یک مهندس فرهنگی انقلاب اسلامی بود که هم در عرصهی نظر و هم در میدان عمل، نقشی بیبدیل در شکلگیری نظام اسلامی ایفا کرد.
مرتضی مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ در فریمانِ خراسان متولد شد. در جوانی به حوزهی علمیه قم رفت و در محضر بزرگانی، چون امام خمینی (ره)، علامه طباطبایی و آیتالله بروجردی شاگردی کرد. او از همان ابتدا تلفیقی کمنظیر از فقه و فلسفه و عرفان در خود پرورش داد. استاد مطهری از نخستین کسانی بود که به ندای امام خمینی (ره) پاسخ داد و در مبارزه علیه رژیم پهلوی پیشگام شد. او در سالهای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰، با سخنرانیها و نوشتههایش، اسلام انقلابی را در میان نسل جوان ترویج کرد.
در دورانی که مارکسیسم و اندیشههای لیبرال فضای روشنگری ایران را تسخیر کرده بود، مطهری با آثارش مانند:علل گرایش به مادی گری (نقد مارکسیسم)، خدمات متقابل اسلام و ایران (پاسخ به ناسیونالیسم افراطی)، نظام حقوق زن در اسلام (روشن گری درباره فمینیسم غربی) به باز تعریف هویت اسلامی ایرانی پرداخت. او نشان داد که اسلام نه تنها با پیشرفت تضادی ندارد، بلکه میتواند الگویی کامل برای زندگی فردی و اجتماعی باشد.
اتفاقا در همه جا زمینه هست. آنها که احتیاج دارند به "احیاء فکر دینی" ما هستیم. یعنی ما دین داریم، فکر دینی در ما هست ولی در یک حالت نیمه بیدار و نیمه خواب، در یک حالت نیمه مرده و نیمه زنده، در یک حالت بسیار بسیار خطرناک، این است که باید روی این مطلب بحث کرد".
همچنین ایشان در جایی دیگر از همین کتاب میگویند: "اکنون بنشینیم و حساب کنیم، ببینیم آیا واقعا تفکر ما تفکر اسلامی است؟ آیا تفکر اسلامی در مغز ما زنده است یا مرده؟ فعلا لازم نیست که زیاد دنبال این باشیم که کسی را که مسلمان نیست مسلمان کنیم. البته منتهای آرزو این است،ای کاش چنین چیزی بشود، ولی آن چیزی که فکر میکنیم در درجه اول لازم است اینست که فکر دینی که الان ما متدینها و مسلمانها و نماز خوانها و روزهگیرها و زیارتروها و حج کنها داریم، این فکری که در خود ما به حالت نیمه مرده در آمده است، به حالت کرخت به اصطلاح درآمده است، این را زنده بکنیم. تا این جور نشود فایده ندارد، فرضا اگر در اروپا هم یک عده مسلمان شوند و ما را ببینند ممکن است پشیمان شوند و از اسلام برگردند". این دغدغهها سبب شد ایشان احیای تفکر دینی را به عنوان پروژه اصلی خود برگزیند و تمام کنشهای علمی، فرهنگی و سیاسی - اجتماعی خود را متناسب با آن سامان دهد.
استاد مطهری برای پیشبرد این پروژه ابتدا با سرمایه علمی و فکری خود -که محصول تلاشهای بی وقفه و درس آموزیهای او در محضر استوانههای علمی مانند امام (ره) و علامه طباطبایی (ره) بود- ابتدا خوانشی صحیح و حقیقی از اسلام ارائه داد و سپس در پرتو آن به مبارزه با "تحجر" و "التقاط" پرداخت. مبارزه علمی و فکری استاد با این دو اندیشه انحرافی که در بساط گروههایی مانند انجمن حجتیه و مارکسیستها یافت میشد، سبب شد بسیاری از پرسشهای معرفتی جامعه به ویژه شبهات نسل جوان پاسخ داده شده و با کند شدن حربه این گروههای انحرافی، جامعه پذیرای معارف حقیقی اسلام شود.
در چنین فضایی و پس از چنین جهاد بزرگی جامعه میتوانست عطش برخورداری از حکومت اسلامی و نظریه مترقی ولایت فقیه را داشته باشد؛ بنابراین میتوان امتداد اجتماعی "طرح احیای تفکر دینی" شهید مطهری را در به ثمر نشستن انقلاب و پایه گذاری نظام جمهوری اسلامی جستوجو کرد. شاید نظر به این مطلب است که رهبر معظم انقلاب در توصیف این متفکر شهید فرمودهاند: "امروز ما حقیقتاً ریزهخوار سفرهی انعام فکر شهید مطهری هستیم " (۱۱/۰۲/۸۴)؛ بنابراین مطهری به عنوان متفکری که حلقه وصل میان حکمت و سیاست بود، از کلاس درس تا میدان انقلاب نه تنها در دو ساحت فردی و اجتماعی با مبارزه با اندیشههای انحرافی به احیای تفکر دینی پرداخت و دلها و افکار جامعه را برای پذیرش نظریه سیاسی اسلام آماده ساخت؛ بلکه خود نیز به عنوان یک مبارز انقلابی، تمام قد در میدان سیاست ایستاد و با راهبری سایر مبارزان در زمانی که امام (ره) در تبعید بودند، نقش بسزایی در پیشبرد اهداف انقلاب ایفا نمودند تا جایی که در بحبوحه پیروزی انقلاب و تشکیل شورای انقلاب -که اولین و بنیادیترین رکن قدرت سیاسی و عالیترین نهاد تصمیم گیری در کشور بعد از مقام رهبری بود- امام (ره) ایشان را به عنوان سرپرست هسته اولیه این شورا منصوب کردند و تا هنگام شهادت نیز به عنوان رئیس آن به فعالیت پرداختند.
ایشان در عرصه سیاست از چنان شخصیت متین و مستحکمی برخوردار بود که رهبر معظم انقلاب در پاسخ به آقای حداد عادل که پرسیده بودند اگر تقدیر چنین بود که آقای مطهری به شهادت نمیرسید در آن صورت به نظر شما در جمهوری اسلامی مناسبترین مسؤولیت برای ایشان چه مسؤولیتی بود؟ فرمودهاند: " مرحوم شهید مطهری اگر امروز میبودند من فکر میکنم مناسبترین جا برای ایشان ریاست جمهوری بود ". ایشان در توضیح این مطلب بیان کردهاند: " اولین چیزی که خب طبعاً از مرحوم مطهری رحمتاللهعلیه به ذهن میآید ابعاد فرهنگی شخصیت ایشان است.
خب اگر ایشان میبودند یک کلید گنجینههای فرهنگ اسلامی بودند، میتوانستند سیاستگذار و خط بده و مسئول یک بخشهای عظیمی از فرهنگ اسلامی این جامعه باشند و اینها؛ لکن من اتفاقاً روی این مسأله فکر کردم همیشه، با خودم فکر میکردم که اگر آقای مطهری بود امروز برای کجا خوب بود. به نظرم رسیده بود که اگر ایشان بودند یک رئیس جمهور خوب و مناسب برای این اجتماع بود. حقیقت هم همین است که انقلابی که مثل انقلاب ما با ابعاد فکری و فرهنگی عمیق و قوی و با یک پیام معنوی و با یک رسالت فلسفی دارد میآید و اخلاقی توی جوامع و خودش را ظاهر میکند در رأس این نظام یک شخصیتی مثل آقای مطهری لازم است.
البته در رأس که میگوییم یعنی در محدودهی کار دولتی و الّا در رأس که خب طبعاً امام هست که همیشه رهبر انقلاب یک شخصیت معنوی هست دیگر، به طور طبیعی قانون این جور است، و خداوند انشاءالله وجود مبارک و شریف امام عزیزمان را - که در همهی این بخشهایی که گفتیم ایشان فوقالمقوله و سرچشمه و مثال عالی هستند - حفظ کند برای این انقلاب و برای اسلام و قرآن ایشان را خداوند محفوظ بدارد انشاءالله. بههرحال مرحوم شهید مطهری اگر امروز میبودند من فکر میکنم مناسبترین جا برای ایشان ریاست جمهوری بود که با آن ابعاد عظیم شخصیت، یک حکیم، یک فیلسوف، یک فقیه، میشد رئیس جمهور یک نظام و این خیلی برای این نظام ارزش داشت، و ما میتوانستیم به وجود او در دنیا افتخار کنیم. واقعاً میتوانست یک نمودار خوبی برای این نظام باشد این بزرگوار اگر زنده میبود (۱۰/۰۲/۶۳)؛ بنابراین پاسخ این پرسش که چرا او را ترور کردند؟
به خوبی روشن میشود؛ پاسخ این سؤال را باید در تأثیر عمیق فکری و رهبری معنوی او جستوجو کرد. دشمنان انقلاب به خوبی میدانستند که مطهری شخصیتی جامع الاطراف است که از یک سو با سلاح قلم و بیان و از سوی دیگر با کنشگری موثر در فضای سیاسی، عرصه را بر آنها تنگ خواهد ساخت.
مطهری:
- پرچمدار مبارزه با انحرافهای فکری بود: گروههای تندرو مانند فرقان، که تحت تأثیر تفکرات التقاطی بودند، مطهری را مانع اصلی خود میدیدند.
- او حلقهی وصل روحانیت و دانشگاه بود: مطهری با زبان علمی و فلسفی خود، توانسته بود نسل تحصیلکرده را به اسلام ناب جذب کند.
- او از تحریف انقلاب جلوگیری میکرد: پس از پیروزی انقلاب، برخی میخواستند انقلاب را به سمت افراط یا تفریط بکشانند، اما مطهری مدافع خط امام بود.
همهی اینها در نظر دشمنان انقلاب جرمهایی نابخشودنی بود که مجازات آن نیز چیزی جز ترور نبود. بر این اساس در ساعات پایانی روز یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۸ پس از سالها مجاهدت، زندگی این متفکر عالی مقام با سلاح جهل گروهک فرقان به پایان رسید و شهادت به عنوان فضیلتی نو به دیگر فضایلش افزوده شد.
نویسنده و پژوهشگر: عباس کریمیان
