جمعه 15 ارديبهشت 1396-22:35 کد خبر:27818

از کوزه همان برون تراود که در اوست

در پی امضای دو نماینده مازندرانی ذَیل طرح استیضاح وزیر ارشاد ارائه می شود:

(از کوزه همان برون تراود که در اوست!)


 انعکاس شمال - افشین رشیدی - یادم هست وقتی آقای ادیانی به دفتر نشریه ای که سابقا در آن کار می کردم آمد تا در ایام رقابت های انتخاباتی مجلس با او گفتگویی رپرتاژی داشته باشیم بعد از مصاحبه به او گفتم:

" جنابعالی در رسانه ها خود را نماینده ای نه مخالف اما منتقد معقول در برابر دولت می دانید.از برجام تلویحا و با حفظ شروطی حمایت کردید و قول دادید به موضوع فرهنگ و هنر نگاهی تکثرگرا و اندیشه ورز داشته باشید.اما چون فی نفسه گرایشات راست گرایانه دارید این نگرانی موجود است که در آینده مواضع تان علیه دولت جهت یابد و این جهت گیری ها درجریانی که به لحاظ سیاسی به آن متمایل هستید نهادینه است."

می گفت: " نه و من بنا ندارم وقتی به مجلس رفتم جز در مواقعی که لازم است تن به اقدامات تلافی جویانه در جهت تضعیف دولت بدهم. "

صدای رسایی داشت و با اینکه در یک وجبی ام نشسته بود تنالیته صدایش را به گونه ای بالا می برد که گویی چند کوچه ای با هم فاصله داریم.حالا که این ها را می نویسم حتی گویی پژواک صدایش دارد برایم تداعی می شود.دریغ که نمی دانستم خیلی زود فاصله های فکری مان بسی دورتر و فراتر از مرزها و خط قرمزهای باورمان می شود!

به او گفتم صدا و لحن خوبی دارید و مجلس به صداهایی از جنس شما احتیاج دارد.حتی به شوخی گفتم صدای تان رادیویی است و خودش هم از این تمجیدها بدش نیامد.حرفهایش و حتی خودش به دلم می نشست.او تمام  شاخصه های فیزیکی و صوتی یک نماینده خوب را داشت.اندام مناسب و اصطلاحا ورزشی، صورتی سرخ و سفید گون و صدایی بلند با لهجه ای خاص که بیشتر به تهرانی ها شبیه است اما گفتارش با زبان بدنش نمی خواند و این برای من که روی صحنه تئاتر خاکی به گلو ریخته ام ، علامت خوبی نبود.نگرانی ام به این دلیل بود که می دانستم دولت مستقر نیاز به افرادی هر چند منتقد اما همراه دارد نه همراه نیمه راه!

به نظرم منتقد خوب مانند کتابی است پوشیده از گیاه گزنه مازندران خودمان !پوست را می گزد اما دانشی که از محتوای کتاب به دست می آید ارزش چند دقیقه خاراندن پوست را دارد.منتقد تا منتقد باشد و به دام مخالفت و عناد و کج روی نیفتد قابل احترام هم اگر نباشد قابل اعتناست! منتقد خوب، فاصد(رگزن) را می ماند که با نشان دادن اشکالات (یافتن محل انباشتگی و لختگی خون و چرک) نخست با مهارت جراحی اش(تبیین چرایی اشکالات) را آغاز می کند و در آخر روی زخم را به مرهمی می نوازد(برای برون رفت از اشکالات راهکار می دهد.)

این افراد نعمت هایی اند که خواسته یا ناخواسته در مسیر عملکردمان سبز می شوند تا هر لحظه ایمن تر شویم و از اهداف خود حفاظت کنیم.

آقای ادیانی اما که خود را یک سخنور قهار و حتی کنشگری بسیار قوی نسبت به سایر کاندیداهای حوزه انتخابیه خود می دانست از همان ابتدا دچار تناقض های به مراتب آشکاری بود و دوباره تاکید می کنم آنها که زبان بدن خوانده اند می توانند از همین فردا در رفتارهای جسمانی و راه رفتن و شروع به نشستن و ایستادن وی دقت کنند و با الفاظ و گفتارش تطبیق دهند تا به این نشانه در ایشان پی ببرند.

و شاید بروز همین رفتارها و عمل نکردن به وعده هایی که پیش از آن به مردم داده بود موجب شد راهیابی اش به مجلس به دور دوم بکشد و اعلام نتایج آراء نشان داد که ایشان به سختی و نوک به نوک با کاندیدای دیگر ،با درصد کمی از رای اکثریت مردم به مجلس راه یافت اما او دیگر نماینده همه قائمشهری ها و سوادکوهی ها و مازندرانی ها بود و احترامش بر همگان از جمله این قلم واجب!

 

 وقتی امضای او را پای درخواست استیضاح نخستین وزیر ارشاد مازندرانی دولت های جمهوری اسلامی دیدم با خود چند ذهنیت را توامان پیگیری کردم.نخست این فرضیه را تعقیب کردم که علت این امضاء دیده شدن و بر سر زبان ها افتادن است.به هر حال او برای خود وزن و اعتبار والا و برتری به نسبت دیگران قائل بود اما وقتی دید به فرض امثال دکتر یوسف نژاد  و مهندس دامادی و یوسفیان ملا و لاشکی و دیگر نمایندگان فهیم و شریف مازندرانی از طیف و گروههای مختلف یا مستقل بیشتر از او روابط عمومی و کلاس کار و اعتبار دارند و دائما در رسانه های کشوری و استانی  به آنها توجه می شود ،حتی شده به قیمت طعنه و گزند و نقد امثال این قلم،تلاش کرد خودی نشان دهد تا یکبار به طور صد در صدی  (ریکاوری ) یا (ری استارت) شود.

دومین فرضیه اما بازگشت به اصل است.اصل او همین بود .پس همین هست و بی شک همین نیز خواهد بود.او متعلق به آن دسته گرایش فکری است که این روزها دارد با رییس جمهور اعتدال گرا اما متمایل به اصلاح طلب ایران رقابت می کند لذا از کوزه همان برون تراود که در اوست .آموزه های حزبی ایجاب می کند که نیروی حزبی حتی اگر چند روزی در لباس بی طرفانه باشد در وقت ضرورت به اصل خود باز می گردد و چه فرصتی بهتر از این برای رقیب که در آستانه انتخابی مهم بخشی از انرژی های گروه مقابل را صرف حاشیه کند؟

استیضاح حق قانونی و مسلم نمایندگان و اتفاقا یکی از مناسب ترین ابزار تنظیم عملکرد وزیران کابینه است.اما باز به دلایلی می توان به این اقدام نمایندگان _ به ویژه آقایان ادیانی و آن نماینده دیگر که از قضا هم حوزه ای اوست و در ادامه درباره اش خواهم نوشت _برچسب سوء استفاده از موقعیت اضطراری حریف را وارد کرد .

به این مدل رفتار در میادین ورزشی از جمله فوتبال خروج از بازی جوانمردانه می گویند. نام_ جهان پهلوان تختی_ جاویدان باد.هم او که وقتی فهمید حریفش در بخشی از بدنش فتور و سستی موجود است هرگز تا پایان مسابقه نقطه ضعف حریف را به چالش نکشید.

حکایت آن یکی نماینده حوزه سوادکوه اما حکایت دیگری است.حکایت دور زدن رفاقت هاست و چرخش مرام ها!

از این دست ضربه ها را اصلاح طلبان هم در تهران و هم در شهرستان ها بسیار خورده اند و این نشان می دهد چندسالی است که ارائه برخی لیست ها از سوی اصلاح طلبان در رقابت های انتخاباتی عجولانه ، خام دستانه و بی پشتوانه نشان می دهد و این اشکالی جدی و زاینده خطراتی از این دست است که باید هر چه سریع تر مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد.اگر نه او را هیچکس نمی شناخت و خیلی هنر می کرد پنج هزار رای نصیبش می شد و خلاص ! نه اینکه با عشق و شور مردم شریفی که در تمام کشور آمده بودند برای گزینش اعتدال و اصلاح، یک ضرب به بهارستان برسد و آنجا جامه دیگری بپوشداینک اما خوب می داند که اگر پایش به دور بعد انتخابات مجلس برسد مردم به او توجهی نخواهند کرد و به همین دلیل طبیعی است که طی دو سال آینده به دنبال منصبی برود و برای همیشه با رقابت های سالم سیاسی خداحافظی کند.

شاید هم توجیهش کردندکه حتمایکی از اصولگرایان موجود در رقابت های فعلی، رییس دولت آینده خواهد بود و او از همین حالا لابی گری اش را برای حضور در بخشی از کابینه آغاز کرده باشد!

 

استیضاح تنها وزیر ارشاد مازندرانی _ که اتفاق نظر مثبتی در خصوص عملکردش در افکار عمومی مطرح است و تغییرات آشکار و رو به پیشرفتی را طی این مدت از او شاهد بودیم_ یک بحث است و امضای دو نماینده مازندرانی پای این درخواست ، اندوهی دیگر!

امید است همه اهالی فرهنگ و هنر مازندران به ویژه هنرمندان فهیم، روشنفکر و مظلوم قائمشهر و سوادکوه

و روزنامه نگاران خوش ذوق ، مستقل و همیشه در صحنه از این اقدام دور از انصاف این آقایان اعلام بیزاری و تبری بجویند و صبورانه منتظر بزنگاهی قانونمند همچون انتخابات برای رساندن پیام اعتراض شان به آنان باشند تا دیگر هیچ نماینده مازندرانی با هیچ دلیل و برهانی حاضر به امضای استیضاحی نشود که سئوالاتش و انگیزه و هدف طراحانش با حقیقت و نگاه و بینش موجود در جامعه به ویژه جامعه هنرمندان زمین تا آسمان فاصله داشته باشد.

این استیضاح به طور حتم با هوشمندی اکثریت نمایندگان آگاه مجلس به ویژه نمایندگان شریف و مردمی و متعهد مازندران و پاسخ گویی مقتدرانه آقای وزیر به طرح سئوالات و دفاع قاطعانه دولت تدبیر از ایشان به شکست خواهد انجامید اما اگر این دو نماینده تا دیر نشده و هر چه زودتر امضای خود را از طرح استیضاح عودت ندهند ،نام شان برای همه عمر سیاسی شان از افکار عمومی خط خواهد خورد!