شنبه 16 بهمن 1395-14:13 کد خبر:25651

نقد فیلمهای روز دوم جشنواره: "رگ خواب" و "مادری"


 انعکاس شمال - منت خدای را که در روز دوم جشنواره فیلم فجر، طوفان باد و بوران در سالن مهار شد و اندازه ی تصویر پخش فیلم با اندازه ی پرده یکی شد. فیلمها پخش شدند و به بیانی همه چیز در سینما بود، الا فیلم!! باور نمی کردم پس از سالها برخورد بامتنهای دانشجویی وغیر حرفه ای، با دیدن فیلمهای معتبر ترین جشنواره ی کشور باز در این پرسش اساسی تامل کنم که "فیلم چیست"؟! چه تفاوتی میان فیلم برداشتن از مجموعه ای از حوادث، با یک فیلم سینمایی وجود دارد؟!
درست در آغاز پیدایش هنر دراما ارسطو در نخستین کتاب چیستی و چگونگی این  هنر شریف، از اصطلاح "وحدت" استفاده می کند و مقصود این است که تمامی عناصر و جزئیات مورد اشاره در هنر دراما می بایست با هدفی هوشمندانه به هم مرتبط گردد تا مخاطب از مجموعه ی حوادثی که در اثر هنری می بیند و چیزی جز ترکیب  و تخریب (شمابخوانیدتخیل) واقعیت اطراف او نیست به کشفی نایل آید که تاکنون از آن غافل مانده و اینجاست که حوادث معمولی برای او دراماتیک می شود و کنش دراماتیک یا دراما خلق می شود.  
رگ خواب واگویه های یک زن است که پیش از این بواسطه ی ازدواج با مردی که دوستش دارد از خانواده اش جدا شده ودر آغاز فیلم با طلاق گرفتن از این مرد، خیلی سریع و بی ملاحظه درگیر رابطه ی عشقی دیگری می شود و خیلی زود این رابطه نیز به سادگی با مرارت ها و آلامی از دست می رود. عامل وحدتبخش این حوادث به هم ریخته چیست؟! آیا تماشای شکست های یک زن، یک اتفاق دراماتیک است؟!چه ویژگی در این ماجراها آنها را به دراما(یک کنش دراماتیک) مبدل می سازد و به تعبیری در خور فیلم می کند و همچنین چه ویژگی وعملی کاراکترها را مبین می سازد؟ اگر در جهان درام تعریف آغاز اتفاقی است که با قبل از خود در رابطه نباشد، چه ویژگی این تجربه ی عاشقانه را از سایر تجارب عاشقانه ی پرسناژ مینا خاصتر کرده است و بیانی تخصصی چه زمانی فیلم آغاز می شود؟! اگر در جهان درام یک نقش بواسطه ی اعمال و ویژگیهایی از دیگران جدا و برجسته تر  و صاحب ویژگی (شما بخوانید کاراکتر می شود، مینا چه انسان خاصی ست که ما در فیلم نعمت الله محکوم به پیگیری ماجرای ساده لوحانه ی او هستیم که در آن مردی معمولی زنی معمولی را به ساده ترین وجه ممکن فریب می دهد تا به بهانه ازدواج با او هم بستر شود؟! بر فرض اینکه این ماجرا بخشی از واقعیت جامعه ی اطرافمان باشد، فیلم رگ خواب چه رویکردی برای تامل و تعمق در این ماجراها به مخاطب پیشنهاد می کند؟!

در "مادری" مساله بی هدفی از این هم بغرنج تر است! دوربین، مخاطب را به زندگی  خصوصی چندین کاراکتر دعوت  می کند، بی آنکه تلاش کند ما را به درون اثر بکشاند و سرانجام نیز بی آنکه چیزی دستگیرمان شده باشد به سرمای وحشی بیرون سینما باز می سپارد! درست دراوج کشمکش مخاطب با صندلی سینما در مجادله ی ماندن ورفتن(کشمکش نوع پنجم که خاص دراما در ایران است!)  سکانسی شاهدیم که بهترین وجه برملا کننده ی این بی هدفی است. نوا و گلنار درفروشگاهی مشغول خرید پارچه هستند و ناگهانی زنی وارد قاب تصویر می شود و از نوا سوالاتی در مورد کاوه می پرسد وبه بهانه ی اینکه با مادر شوهر و خواهر شوهرش برای خریدآمده اند از او جدا می شود!! دلهره و تعلیق در این فیلم از پس این سکانس در دل مخاطب نهادینه می شود که با عبور هر شخصی از پس کاراکترهای محوری در کوچه و خیابانها منتظریم که آیا سوالی در مورد کاوه از نوا می کند یا نه!
هم در آن کتاب نخستین(!) ارسطو موکد می کند که زندگینامه به آن معنای رایج، هرگز دراما نیست و علت ارجحیت هومر بر سایر حماسه نویسان آن عصرنخستین(!) در این است که به سیر وقایع و اتفاقات زندگی اودیسه(شما بخوانید یک شخصیت) نمی پردازد، بلکه مثلا ماجراهایی که در ارتباط با سفر او هستند را با هدف مشخصی عرضه می دارد.
نقدی نیست؛ چرا که نکته ای برای تامل نیست و به بیانی جامع تر فیلمی نیست! می بایست از اصطلاحات رایج نقد فیلم خارج شویم تا چیزی برای گفتن بیابیم مثل "قلقلک های ذهنی" منتقد به هنگام تماشای فیلم همچون حضور نعمتالله در هر دوفیلم؛ یکی در نقش کارگردان ودیگری در نقش مشاور کارگردان! و همچنین حضور آهنگسازان و خوانندگان برجسته در دو فیلم است. برای رگ خواب، همایون شجریان بر روی موسیقی از سهراب پورناظری خونده ست و برای "مادری" ستار اورکی- آهنگساز برجسته ی آثار اصغر فرهادی- موسیقی ساخته است. در اینجا نیز به نظر می رسد باید دوباره از صفر شروع کنیم برای نقد کردن! واقعا موسیقی فیلم چیست؟! آیاموسیقی فیلم چیزی جدای از فیلم است که بدان اعتبار می بخشد، احساساتش رابرجسته می کند و یا..؟! آیا همکاری مجدد سهراب پورناظری وهمایون شجریان با حمیدنعمت الله بر اساس مقتضیات فیلم و نیاز فیلم صورت گرفته یا این مساله ارتباطی با جوایز متعدد غیر کارشناسانه موسیقی فیلم درسال گذشته برای این خواننده و آهنگساز برجسته دارد؟! اسهراب پورناظری برای فیلم رگ خواب موسیقی ساخته است یا یک تراک موسیقی دیگر با همان جنس و کیفیت برای آلبوم موسیقی فیلم "آرایش غلیظ"؟! اصلا اگر این موسیقی را از میانه و تیتراژ پایانی فیلم حذف کنیم چه اتفاقی برای فیلم می افتد و به بیانی دیگر چه ضرورتی در بود و نبود این موسیقی بر روی فیلم مشاهده می شود؟! ضرورتی که شجریان را از اصالت موسیقایی خود دور می کند و او را به ورطه ی موسیقی بی هویتی می کشاند که گویی در همکاریهای آینده ی حمیدنعمتالله و سهراب پور ناظری همچنان ادامه دارد؟!
در پایان این سخن که نقد نیست، باز گردیم به آغاز که روز دوم جشنواره فیلم نداشت!

مجتبی دهداری

مدرس دانشگاه