يکشنبه 6 تير 1395-1:40 کد خبر:19124
آيا درست است كه میگويند حضرت علی(ع) شبی هزار ركعت نماز میخواند؟
نقل شده است كه برخی از اهل سنت در مورد اين كه يك شخص بتواند در يك شب هزار ركعت بخواند، تشكيك می كردند و می گفتند اين مطلب ممكن نيست. مرحوم علامه امينی در برابر آنان يك شب تا صبح هزار ركعت خواند.
پرسش: زندگانی امام علی(ع) چگونه بوده است؟
پاسخ: حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابىطالب(ع) در روز جمعه سيزدهم ماه رجب، سى سال از عام الفيل در خانه خدا در شهر مكه متولد شد، و قبل از وى كسى در بيت پروردگار به دنيا نيامده بود، و پس از آن جناب نيز براى احدى اين موضوع پيش نيامده است تولد علي (ع) در خانه خداوند فضيلت و شرافتى است كه پروردگار بزرگ به آن حضرت اختصاص داده و به اين وسيله وى را معظم و محترم داشته است.
مادر اميرالمؤمنين فاطمه دختر اسد بن هاشم بود، كه براى حضرت رسول(صلى اللَّه عليه و آله) به منزله مادر بودند و پيغمبر در دامان اين بانوى بزرگوار تربيت شد و او از اولين جماعتى است كه به آن جناب ايمان آورد و با وى به مدينه مهاجرت كرد هنگام وفات فاطمه مادر امير المؤمنين حضرت رسول او را كفن كرد و كفن او را از لباس مخصوص معين نمود و سپس خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد، و او را به ولايت فرزندش تلقين كرد، پس بنا بر اين امير المؤمنين(ع) اول كس از بنى هاشم است كه از دو نفر هاشمى متولد شده است.
اسماء مبارك حضرت امير(ع) در كتب آسمانى زياد است، در كتب اصحاب و شيعيان آن حضرت در باره آنها مشروحا بحث شده است، كنيه مشهور آن جناب «ابوالحسن» است و گاهى به «ابوالحسين» و «ابوالسبطين» و «ابوالريحانتين» نيز مكنى بوده(۱) يكى از كنيههاى آن حضرت «ابوتراب» است، و اين كنيه را حضرت رسول(صلى اللَّه عليه و آله) به آن جناب اعطا كرده بود.
يكى از القاب خاصه آن جناب «امير المؤمنين» بود، اين لقب را حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله به آن حضرت دادند و فرمودند به علي بن ابى طالب بعنوان امير المؤمنين سلام كنيد، در مذهب شيعه اطلاق اين عنوان به هيچ يك از ائمه تجويز نشده است زيرا كه اين عنوان مخصوص علي (ع) مي باشد. حضرت امير المؤمنين (ع) در بيست و يكم ماه رمضان سال چهلم از هجرت در اثر ضربت ابن ملجم مرادى به شهادت رسيد، در شب نوزدهم رمضان هنگامى كه آن بزرگوار قصد اداء نماز صبح را داشتند و مردم را براى نماز دعوت مي كردند در مسجد بزرگ كوفه توسط آن شقى روسياه ضربت خوردند. پس از اينكه علي (ع) مجروح شدند و فرق مباركش شكافته شد و بدنش مسموم گرديد تا شب بيست و يكم بسر بردند و در ثلث آخر شب بيست و يك ماه رمضان جهان را وداع گفتند.
پی نوشت:
۱. إعلام الورى بأعلام الهدى، فضل بن حسن طبرسى(م ۵۴۸ ق)، ترجمه عزیز الله عطاردی، انتشارات اسلامیه، تهران، ۱۳۹۰ ق. ص ۲۲۸-۲۲۹.
--------------------------------------------------------------------------
پرسش: آیا ابن مجلم از یاران امام علی (ع) بوده است و نقش او در زمان امام علی و جنگ نهروان چه بوده است؟ به چه دلیل به او اشقی الآخرین یا اشقی الاشقیاء می گویند؟
پاسخ: از زندگى ابن ملجم اطلاع روشنى در دست نيست، زيرا نامش تنها در اوائل حکومت امیرالمؤمنین(ع) برده شده و در آخرين روزهاي زندگى و در نتيجه به شهادت رساندن على بن ابىطالب(ع) زبانزد شد. ابن ملجم همراه تعدادی از اشراف یمن در ابتدای خلافت امام علی نزد حضرت آمدند و حضرت خطاب به ایشان فرمود: شما از شناختگان و معروفان يمن شمرده مىشويد. آيا اگر ما را كارى صعب پديد آيد و فيصل امور به زبان سيف و سنان افتد، شما را در كار مبارزت و مناجزت چند صبر و شكيب تواند بود و تا كجا با ما دوش با دوش مىرويد؟
از ميانه عبد الرّحمان بن ملجم مرادى آغاز سخن كرد و گفت: يا امير المؤمنين، ما را به حرب ناف بريدهاند و با پستان پيكان شير دادهاند و در ميدان مردان پروردهاند. زخم سيف و سنان در چشم ما گلهاى بهارستان است. اطاعت تو را چون طاعت خداوند واجب دانيم و به هر جانب فرمان جنگ دهى، نصرت كرده و ظفر ديده، بازآييم. (۱)
مشهور اين است كه ابن ملجم از پيروان حضرت على (ع) بود كه پس از ماجراي حكميت در جنگ صفين به خوارج پيوست . عمر و بن عاص، فرمانرواي مصر، وي را كه از سواران و قاریان بود و قرائت قرآن را از معاذ بن جبل آموخته بود، از مقربان و همراهان خود قرار داد. گفته اند هنگامى كه عمرو بن عاص از خليفه عمر دربارة مشكلات قرآن ياري خواست، عمر طى نامه اي به وي فرمان داد كه عبدالرحمان ابن ملجم را در كنار مسجد جاي دهد تا او قرآن و فقه به مردم بياموزد. عمرو خانه اي را در كنار خانة ابن عديس به ابن ملجم اختصاص داد. (۲)
بنابر این گزارش بايد پذيرفت كه ابن ملجم هنگام مرگ چندان جوان نبوده است . نيز روشن مى گردد كه وي در قرائت قرآن و معارف دينى آن روزگار چندان مهارت داشت كه خليفة مسلمانان و عمروبن عاص او را رسماً به كار تعليم قرآن گماردند.
در رابطه با لقب اشقی الاشقیاء باید بگوییم: لقب «اشقي الاشقيا» را اولين بار رسول اكرم (ص) به ابن ملجم داد. در روايتي آمده است: همان طور كه كشنده شتر صالح، شقي ترين افراد زمان خود بود، ابن ملجم نيز بدبخت ترين و شقاوت مندترين افراد عصر خود به حساب مي آمد. در روايت ديگري حضرت رسول (ص) به حضرت علي (ع) مي فرمايند: «گويا مي بينم كه تو در حال نماز براي پروردگارت هستي كه اشقي الاولين و الاخرين، رفيق كشنده ناقه ثمود، مي آيد و ضربتي بر سر تو مي زند كه محاسنت با خون سرت خضاب مي گردد ...».(۳)
خوبي و بدي هر انساني بلكه هر موجودي، به وسيله اثر وجودي آن مشخص مي گردد. طبيعتاً هر چه وجود شخصي مفيدتر و بهتر باشد، مقام و ارزش واقعي او افزون تر خواهد بود و هر مقدار ضررش بيشتر باشد، شقاوت و پستي وي بيشتر خواهد بود. بر همين اساس، پی کننده شتري كه معجزه حضرت صالح (ع) براي هدايت قوم ثمود بود، شقاوت مندترين اهل زمان خويش مي باشد، زيرا آيه اي از آيات الهي را از بين برد كه براي هدايت مردم آمده بود، در حالي كه ارزش هدايت يك نفر در فرهنگ قرآني، به اندازه زنده نمودن تمامي مردم است و ناهنجاري گمراه نمودن فردي، برابر با كشتن تمامي اهل زمين مي باشد و او با كار خود، جلو هدايت مردم را گرفت و ابن ملجم در زمان خود اقدام به كشتن بزرگ ترين آيه خدا، قرآن ناطق، ملاك تشخيص حق از باطل و هدايت از گمراهي، اول مومن به رسول الله و وصي و جانشين پيامبر(ص) نمود و در يك جمله ابن ملجم مصداق همه خوبي ها را از بين برد و به همين جهت كار او مصداق بدترين كارها و شخص او مصداق بدترين و شقاوت مندترين انسان ها است.
پی نوشتها:
۱. الفتوح، ابن اعثم كوفى، ترجمه محمد بن احمد مستوفى هروى (ق ۶)، تحقيق غلامرضا طباطبائى مجد، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، ۱۳۷۲ ش، ص ۳۹۳ و ۳۹۴.
۲. الأنساب، سمعانى (م ۵۶۲)، تحقيق عبد الرحمن بن يحيى المعلمى اليمانى، حيدر آباد، مجلس دائرة المعارف العثمانية، ط الأولى، ۱۳۸۲/۱۹۶۲. ج۳، ص ۲۶.
۳. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۱۹۰، باب ۱۲۶، ح ۱. قاضی نورالله شوشتری، إحقاق الحق، مكتبة آية الله المرعشى النجفى، قم، ۱۴۰۹ ق، ج ۳۲، ص ۶۴۶.
-------------------------------------------------------------------------------
پرسش: آيا حضرت اميرالمؤمنين (ع) در محراب به شهادت رسيدند يا نزديك مسجد؟
پاسخ: براي روشن شدن محل دقيق شهادت حضرت اميرمؤمنان علي(ع) باید به بررسی گزارشات تاریخ پرداخت. قبل از بررسی این موضوع، اشاره ای به چگونگی ماجرا مناسب است:
اميرمؤمنان(ع) در سحرگاه شب نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجرت، طبق معمول براي اقامه نماز جماعت صبح از خانه به مسجد كوفه روانه شد. آن شب باز كردن درِ خانه كه از چوب خرما بود براي آن حضرت دشوار گرديد، آن بزرگوار در را از جاي بيرون آورد و كنار گذاشت و اين شعر را خواند:
اُشْدُدُ حَيازيَمكَ لِلْمَوْتِ فَاِنَّ الْمَوْتَ لاقيكا
وَ لا تَجْزَعْ مِنَ الْمَوْتِ اِذا حَلَّ بواديكا(۱)
كمربند و سينه خود را براي مرگ ببند، زيرا مرگ تو را ديدار خواهد كرد، و از مرگ اندوهناك مباش و بي تابي مكن در وقتي كه در خانه تو فرود ميآيد.
آنگاه به سوي مسجد حركت كرد. اول دو ركعت نماز خواند و سپس بالاي بام رفت تا اذان بگويد. با صداي بلند اذان گفت كه صدايش به گوش تمام ساكنان كوفه ميرسيد، سپس از بام پايين آمد و به محراب رفت و مشغول نماز نافله صبح شد، وقتي كه خواست سر از سجده اولِ ركعتِ اول بردارد، در آن تاريكي، ابن ملجم آن چنان شمشير بر فرق مقدس آن حضرت زد، كه فرق سر آن بزرگوار تا نزديكي پيشاني شكافته شد.
امام علي(ع) در اين هنگام گفت: «بِسْمِ الله وَ بِالله وَ عَلي مِلَّة رَسُول الله فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبة، به نام خدا و براي خدا و بر دين رسول خدا، به خداي كعبه سوگند رستگار شدم». سپس مقداري از خاك محراب را برداشت و روي زخم سرش پاشيد و اين آيه را خواند: «مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً اُخْري(۲) : ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز ميگردانيم و از آن نيز بار ديگر شما را بيرون ميآوريم».
در اين لحظه جبرئيل بين زمين و آسمان فرياد زد: «تَهَدَّمَتْ وَ الله اَرْكانُ الْهُدي، وَانْطَمَسَتْ اَعْلامُ التُّقي وَانْفَصَمَتْ الْعُرْوَة الْوُثْقي، قُتِلَ ابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفي، قُتِلَ عَلِيُّ الْمُرْتَضي، قَتَلَهُ اَشْقَي الاْشْقيأِ : سوگند به خدا استوانههاي هدايت، ويران شد، و نشانههاي بزرگ تقوي تاريك گرديد، و دستگيره محكم ايمان شكسته شد، پسر عموي مصطفي(ص) كشته شد، علي مرتضي كشته شد، او را شقيترين اشقيا كشت. (۳)
در رابطه با مکان دقیق ضربت خوردن امام علی(ع)، هر چند برخی از منابع بدون اشاره به مکان این جنایت، فقط به ضربت ابن ملجم بر فرق امام علی(ع) اشاره کرده و برخی هم به طور مطلق مسجد را محل وقوع این جنایت معرفی کرده اند، ولی برخی از منابع هم محراب مسجد را محل ضربت خوردن امام علی(ع) معرفی کرده اند، که به برخی از این منابع اشاره می کنیم:
۱. مرحوم علامه مجلسي؛ با نقل حديثي از امام علي بن موسي الرضا(ع) مينويسد: هنگامي كه ابن ملجم - لعنْ الله عليه - بر سر مبارك علي(ع) ضربت شمشير را ميخواست وارد سازد با خود همدستي داشت كه ضربت او به ديوار برخورد كرد، اما ابنملجم در حالي كه علي(ع) در سجده بود، ضربتي بر فرق مبارك آن حضرت وارد ساخت. (۴)
۲. در ضمن زيارت جامعه ائمه معصومین(ع) از قول امامین صادقین(ع) آمده است: «و انتم بين صريع في المحراب قد فلق السيف هامته» (۵) و بعضي از شما اهل بيت(ع) در محراب عبادت به زمين افتاده در حالي كه شمشير زهرآلود فرق مباركش را شكافته است.
اين دليل ديگري است كه امير مؤمنان علي(ع) در محراب عبادت به شهادت رسيده است.
۳. مقدسی در کتاب البدء و التاریخ ضمن بیان چگونگی ضربت خوردن امام علی(ع) از زبان امام حسن(ع) می نویسد: هنگامي كه حضرت علي(ع) در محراب عبادت قرار گرفت چند نفر به او حملهور شدند و ابنملجم ضربتي بر آن حضرت فرود آورد. (۶)
۴. مفسر معروف ابوالفتوح رازی در تفسیر خود نقل می کند: علی(ع) در نخستین رکعت از نمازی که ابن ملجم او را ضربت زد، یازده آیه از سورۀ انبیاء را تلاوت کرد. (۷)
۵. دانشمند معروف اهل تسنّن سبط بن جوزی می نویسد: هنگامی که علی(ع) در محراب قرار گرفت، چند نفر به او حمله کردند و ابن ملجم ضربتی بر آن حضرت فرود آورد. (۸)
پی نوشتها:
۱.مروج الذهب، المسعودي (م ۳۴۶)، تحقيق اسعد داغر، قم، دار الهجرة، چ دوم، ۱۴۰۹ ق. ج ۲، ص ۴۱۷.
۲. فروغ ولایت، آیت الله جعفر سبحانی، انتشارات صیحه، ص ۶۹۷؛ به نقل از کشف الغمة، ج ۱، ص ۵۸۴.
سوره طه، آیه ۵۵.
۳. بحار الأنوار، علامه مجلسي، انتشارات اسلامية، تهران، ۱۳۶۳ ش، ج۴۲، ص:۲۸۲.
۴. بحارالانوار، ج ۴۲، ص ۲۸۱.
۵. المزار الكبير، محمد بن مشهدى(م ۶۱۰ ق)، انتشارات قيوم، قم، ۱۴۱۹ ق. بحارالانوار، ج۹۹، ص:۱۶۶.
۶. البدءوالتاريخ، مطهر بن طاهر المقدسى (م ۵۰۷)، بور سعيد، مكتبة الثقافة الدينية، بى تا. ج۵، ص ۲۳۲.
۷. فروغ ولایت، ص ۶۹۷، به نقل از تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۴، ص ۴۲۵.
۸. همان به نقل از تذکرة الخواص، ص ۱۷۷.(چاپ نجف).
---------------------------------------------------------------------------------
پرسش: آيا درست است كه ميگويند حضرت علي(ع) شبي هزار ركعت نماز مي خوانده اند؟
پاسخ: شكي نيست كه يكي از برترين عبادت كنندگان از نظر كميّت و كيفيت علي بن ابي طالب(ع) بوده است.
كثرت عبادات حضرت مورد تأييد مورّخان است. علامه مجلسی روایات متعددی را در رابطه با هزار رکعت نماز خواند امام علی(ع) ذکر کرده است:
امام زين العابدين بعضي نوشته هايي را كه درباره عبادت علي(ع) بود مطالعه كرد و بعد آن را كنار گذاشت و با تعجب و حسرت گفت: "مَن يقوي علي عبادة علي بن ابي طالب؛ (۱) چه كسي طاقت دارد مانند عليبنابيطالب عبادت كند". روايات ديگري نيز در اين زمينه وجوددارد؛ بنابراين اصل مسئله كه حضرت هزار ركعت نماز ميخوانده، صحيح است، و از نظر عقلي، امكان دارد. امام صادق(ع) فرمود: «انّ علياً فى آخر عمره فى كل يوم و ليله الف ركعة؛ على بن ابى طالب(ع) در آخر عمرش در هر روز و شب هزار ركعت نماز بجا مى آورد. (۳)
این امر اختصاص به امیرالمومنین نداشته و مطابق روایاتی خواندن هزار رکعت نماز در یک شبانه روز به امام سجاد (ع) (ارشاد، ج ۲، ص ۱۴۳) و امام رضا (ع) (عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۱۸۳) نیز نسبت داده شده است. امام باقر(ع) فرمودند: امام سجاد(ع) در هر شب و روز هزار ركعت نماز مى خواند آن چنانكه حضرت امير(عليه السلام) انجام مى داد، و براى آن حضرت پانصد نخله خرما بود كه نزد هر يك از آن نخله ها دو ركعت نماز بجا مى آورد. (۲)
نقل شده است كه برخي از اهل سنّت در مورد اين كه يك شخص بتواند در يك شب هزار ركعت بخواند، تشكيك ميكردند و ميگفتند اين مطلب ممكن نيست. مرحوم علاّمه اميني در برابر آنان يك شب تا صبح هزار ركعت خواند و به آنان فهماند كه ميشود يك نفر در يك شب هزار ركعت نماز بخواند مخصوصاً اگر نماز بدون مستحبات به جا آورده شود. بنابراين محال نيست كه شخصي مانند اميرالمؤمنين(ع) يا امام سجاد(ع) در شبانه روز يعني ۲۴ ساعت، هزار ركعت نماز بخواند. بعضي گفتهاند مقصود از هزار ركعت، تعداد كثير ميباشد و معيّن در هزار ركعت نميباشد. بنا بر اين معنا ميتوان گفت حضرت هميشه نماز بسيار ميخواند.
در رابطه با اين حديث به چند نكته بايد توجه داشت:
اولاً: خواندن هزار ركعت نماز هميشگي نبوده است. ثانياً: اين هزار ركعت نماز، نماز مستحبي بوده است و در نمازهاي مستحبي خواندن سوره بعد از حمد واجب نيست و ميتوان در حال حركت و انجام كارهاي روزمره انجام داد. بنا بر اين، با كارهاي روزمره منافات ندارد. ثالثاً: هر دو ركعت نماز مستحبي، حدود يك تا يك و نيم دقيقه وقت نياز دارد. كه در مجموع در ده ساعت، ميتوان هزار ركعت نماز خواند. ده ساعت در شبانه روز، با خواب و خوراك و ديگر كارهاي زندگي منافات ندارد. (۴)
از روایات مربوط به هزار رکعت نماز خواندن امیرالمومنین (ع) استفاده می شود که این مسأله در ماه رمضان بوده که فرصت بیشتری برای عبادت و نماز وجود دارد.
پی نوشتها:
۱. علامه مجلسی، بحارالانوار، انتشارات اسلامية، تهران۱۳۶۳ ش، ج ۴۱. ص ۱۷.
۲. همان، ص ۱۵.
۳. همان، ص ۲۳.
۴. ر. ك. دانش نامة امامعلي، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، ج ۱۰، ص ۱۴ ـ ۲۳.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پرسش: حضرت علي(ع) چند فرزند داشتند و با توجه به اختلاف بین امام علی و خلفا، دلیل نامگذاری فرزندان امام علی به نام خلفای پیش از خود چیست؟
پاسخ: در مورد تعداد فرزندان امام علي (ع) پاسخ دقيق و روشني از متون تاريخي يافت نمي شود.
برخي مورخان مجموع فرزندان حضرت را بيست و هفت تن (دوازده پسر و پانزده دختر) برشمرده اند و برخي از اين بيش تر تا به سي و شش فرزند (هفده پسر و نوزده دختر) افزايش داده اند. در مورد اسامي فرزندان تا سي و سه اسم ذكر كرده اند، ليكن نمي شود استفاده كرد كه حتما فرزندان حضرت به سي و سه تن رسيده است، چرا كه عرب ها چند نوع اسم براي بچه هاي خود مي گذاشتند. ممكن است دو يا سه اسم مربوط به يك فرد باشد یا کنیه و اسم یک نفر به عنوان دو نفر جدا حساب شده باشد.
فرزندان گرامى آن حضرت در ارشاد شيخ مفيد ۲۸ نفر آمده است. و آنان عبارتند از:
امام حسن مجتبى(ع) و امام حسين(ع) محسن، حضرت زينب و ام كلثوم، محمد بن الحنفيه، حضرت عباس و جعفر و عثمان و عبدالله و يحيى و محمد و عبيدالله و عمر الاطرف و رقيه و ام الحسن و رمله و نفیسه و زينب الصغرى و رقيه الصغرى و ام هانى و امامه و فاطمه و خديجه و ميمونه و ام الكرامه و جمانهُ و ام سلمه. (۱)
در رابطه با نامگذاری برخی از فرزندان آن حضرت به نام خلفا باید عرض کنیم:
اولاً: اسامی خلفا در زمان حضرت علی(ع) از جمله اسامی متداولی بوده كه در آن زمان استفاده می شده، بنابراین، نام یكی از خلفا توسط علی(ع) برای یكی از فرزندان دلیل بر تأیید آن خلیفه نمیشود.
ثانیاً، وجود تنفر از بعضی اسامی در اثر مرور زمان به وجود آمده است؛ به این معنی كه در آن زمانی كه از این اسامی استفاده میشد چنین تلقی وجود نداشت و كسی از این نوع اسامی نفرتی نداشت. شکى نيست که شيعيان از يزيد بن معاويه و اعمال زشت او تنفر شديدى داشته و دارند؛ ولى در عين حال مىبينيم که در بين شيعيان و اصحاب ائمه (ع) کسانى بودهاند كه نام شان يزيد بوده است؛ مانند: يزيد بن حاتم از اصحاب امام سجاد (ع)، يزيد بن عبد الملك، يزيد صائغ، يزيد كناسى از اصحاب امام باقر (ع)؛ يزيد الشعر، يزيد بن خليفة، يزيد بن خليل، يزيد بن عمر بن طلحة، يزيد بن فرقد، يزيد مولى حكم از اصحاب امام صادق(ع).
حتى يکى از اصحاب امام صادق (ع)، نامش شمر بن يزيد بوده است. (۲)
آيا اين نام گذاريها مىتواند دليل بر محبوبيت يزيد بن معاويه نزد ائمّه و شيعيان آنان باشد؟
پیروان مكتب خلفا این نامگذاری ها را نشان دهنده محبت اهل بیت نسبت به خلفا می دانند، در حالی كه اسناد معتبر تاریخی وجود چنین رابطه دوستانهای را به شدت انكار میكنند.
مسلم بن حجاج نیشابوری در كتاب معروف خود «صحیح» نقل می كند: خلیفه دوم در حضور افرادی چون عثمان و عبدالرحمان بن عوف و ... خطاب به عباس عبدالمطلب و امیرمومنان علی (ع) می گوید: «ابوبكر از دنیا رفت و من جانشین پیامبر و ابوبكر میباشم پس شما دو نفر مرا دروغ گو، گناهكار، حیله گر و خائن می دانید.»(۳)
آنچه بیان شد تنها یك نمونه از روابط امیرمومنان علی(ع) با خلیفه دوم بود، البته نمونه های بیشتری وجود دارد كه تدبر در آن ما را به این نتیجه می رساند كه دلیل این نامگذاری ها چیز دیگری است و رابطه دوستانهای بین امیرمومنان علی (ع) و خلیفه دوم وجود نداشته است.
اما فرزندان امام علی(ع) که هم نام خلفا بودند:
عمر بن علی
در نامگذاری فرزند امیرمومنان علی(ع) به نام «عمر» هیچ اختلافی بین مورخین دیده نمیشود و جای هیچ تردیدی نیست، اما سوال اصلی اینجاست كه واقعیت این نامگذاری چه بوده است.
مدارك معتبر تاریخی قضاوت در این موضوع را برای ما آسان می كند: ذهبی مورخ مشهور اهل سنت می گوید: «عمر بن خطاب، عمر بن علی را به اسم خود نام نهاد.»(۴)
شاید سوال شود كه تغییر نام یك فرد چندان هم ساده نمیباشد و چطور می توان پذیرفت كه خلیفه دوم نام خود را بر فرزند امیرمومنان علی(ع) بگذارد و نام اصلی ایشان از خاطره ها پاك شود؟
باید گفت این كار عمر در موارد زیادی انجام شده و چون که این کار توسط خلیفه انجام می شد که دارای جایگاه اجتماعی و اعتقادی نزد مردم بود، مورد اقبال قرار می گرفت.
ابوبكر بن علی
اولاً: اگر قرار بود كه امير مؤمنان (ع) نام فرزندش را ابوبكر بگذارد، از نام اصلى او (عبد الكعبه، عتيق، عبد الله و... با اختلافى كه وجود دارد) انتخاب مىكرد نه از كنيه او؛
ثانيا: ابوبكر كنيه فرزند علي (ع) بوده و انتخاب كنيه براى افراد در انحصار پدر فرزند نمىباشد؛ بلكه خود شخص با توجه به وقايعى كه در زندگياش اتفاق مىافتاد كنيهاش را انتخاب مىكرد.
عثمان بن علی
اولاً اسناد و مدارك معتبر تاریخی دلیل این نامگذاری را برای ما بیان میكند و نشان میدهد هیچ رابطهای میان نام خلیفه سوم (عثمان بن عَفّان) و نامگذاری فرزند امیرمومنان علی(ع) به نام «عثمان» وجود ندارد. ابوالفرج اصفهانی از قول امیرمومنان علی (ع) نقل میكند: «همانا او را به اسم برادرم عثمان بن مظعون نامگذاری نمودم.»(۵)
پی نوشتها:
۱. ارشاد، شیخ مفید، ترجمه و شرح سید هاشم رسولی محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ج ۲، ص ۵۱۷.
۲. الأردبيلي الغروي، محمد بن علي (متوفاي ۱۱۰۱ هـ)، جامع الرواة وإزاحة الاشتباهات عن الطرق والاسناد، ج ۱ ص ۴۰۲، ناشر: مكتبة المحمدي.
۳. النيسابوري، مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري (متوفاي ۲۶۱ هـ)، صحيح مسلم، ج ۳، ص ۱۳۷۸، ح ۱۷۵۷، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي ـ بيروت.
۴. الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي ۷۴۸ هـ)، سير أعلام النبلاء، ج ۴، ص ۱۳۴، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، ۱۴۱۳ هـ.
۵. الاصفهاني، أبو الفرج علي بن الحسين (متوفاي ۳۵۶(، مقاتل الطالبيين، ص ۸۹.
منبع:مهر
