شنبه 16 خرداد 1394-9:52 کد خبر:10387

ماهواره ها سوژه90 درصدی مردم پای گیرنده ها


آماری تأسف بار و نگرانی هایی که در بی تفاوتی پنهان است:

ماهواره ها سوژه90 درصدی مردم پای گیرنده ها

انعکاس شمال:گذراندن وقت بیش‌تر برای تماشای ماهواره، نشان دهنده علاقه کم‌تر به مطالعه است و به احتمال زیاد، فرد را تنبل و از نظر روانی، منفعل بار می آورد، فعالیت ذهنی را کند و روح انسان را مسخ می کند. ماهواره، مبلغ پرخاش‌گری و ستیزه‌جویی است و گاه انسان را به ترس از خشونت واقعی مبتلا می سازد؛ بدین معنا که فرد از جنگ و مبارزه واقعی می‌هراسد.تماشای تصویرها و فیلمهای مبتذل، کم کم انسان را معتاد می کند؛ به گونه ای که اگر فرد روزی به سراغ ماهواره و عکس‌های مبتذل آن نرود، در زندگی خود احساس کمبود می‌کند و حالت کسالت به او دست میدهد.تماشای صحنه‌های مبتذل، ذهن و اندیشه انسان را تسخیر میکند. فردی که خود را به دیدن اینگونه تصویرها عادت داده است، به کار و فعالیت سازنده اقتصادی بی‌رغبت میشود.ماهواره، موجب از بین رفتن حجاب‌های اخلاقی و دینی از بسیاری مسائل، بویژه در زمینه های جنسی و خشونت می شود. در گذشته، دنیای ناشناخته و اسرارآمیز زندگی بزرگسالان، آن‌ها را از کودکان و نوجوانان متمایز می‌ساخت. و به عبارت ساده تر، این تفکیک، بر پایه شرم استوار بود. کودکان و نوجوانان، درباره مسائل جنسی، پول، خشونت، بیماری، مرگ و نظایر آن، لب فرو می بستند؛ اما به‌تدریج و با کسب آگاهی های جدید از راه ماهواره، همه آن نوع رازداری ها به فراموشی سپرده می‌شود.

آمار 90 درصدی استفاده مردم کشورمان از برنامه های ماهواره ای بسیار بیشتر آن است که بخواهیم تنها در مورد آن نگران باشیم این آمار که قریب به یقین مردم در کانال های ماهواره ای به جستجوی برنامه های دلخواه خویش هستند بسیار خطرناک و میدان را برای تسخیر بیگانگان بر افکار عمومی مردم کشورمان فراهم می سازد . بحث 90 درصدی یعنی غالب جامعه ما چه مذهبی و چه دیگر اقشار به بهانه های مختلف اعتماد و اعتقاد زیادی به برنامه های ماهواره ای پیدا کرده اند البته در همین بحث می شود که مسئولین صدا و سیما که این همه کانال و شبکه و برنامه با هزینه های مالی سنگین یک روزنامه با انواع هزینه مالی برای تبلیغات برنامه های خود ساماندهی کرده اند از توفیق خوبی برای جلب افکار عمومی جهت دیدن برنامه های خود مهیا نکرده اند ؛ جالب است که اگر بخواهیم از ده درصد مخاطبین باقی مانده آماری نظرسنجی کنیم که کدام برنامه های رسانه های ملی را قبول دارید ، بدون شک مستند تکراری برنامه حیات وحش و یا کارتون های خارجی و درصد کمی از فوتبال های خارجی مورد توجه مخاطبین مذکور قرار دارد این آمار یعنی بی توجهی مطلق به برنامه های انواع شبکه ها ؛ البته خانواده های مذهبی نیز اعتقاد دارند 98 درصد از سریال های داخلی رسانه ملی بدآموزی بیشتری نسبت به سریال های آنسوی آب دارد .

در تحلیلی دیگر می توان اینگونه بیان داشت که رفتار ، کردار و گفتار هنرمندان و هنرپیشه های سریال های رسانه ملی آنچه که در محافل رسانه های مجازی و جلسات خصوصی و عمومی از خود به نمایش می گذارند به مراتب ابتذال پرور از هنرپیشه های خارجی است ، اکثریت سریال های رسانه ملی مصداق بارز آموزش بداخلاقی در همه ابعاد جامعه است به هر حال اینک جذب 90 درصدی افکار عمومی آژیر خطر را برای جامعه و البته مسئولین بی تفاوت ما به صدا در آورده است و تاکنون که ما مسئولیت پذیری آنها را ندیده ایم .

بنده به یاد دارم چندی قبل زمانیکه سفری به کشور سوریه داشتم اکثر خبرنگاران دولتی که به آنها دیدار داشتم مدعی بودند پس از مرگ حافظ اسد ، برنامه های ماهواره ای توانستند مخاطبین زیادی را به خود اختصاص دهند ؛ در واقع برنامه های ماهواره ای یعنی آتش زیرخاکستر و با این وضعیتی که رسانه ملی ما در پیش گرفته و همواره در پی انعکاس سریال های تکراری کشور سوریه و یا کشورهای اروپایی است ، آیا براستی نباید از آمار 90 درصد استفاده کنندگان از برنامه های ماهواره ای احساس نگرانی کنیم حال مسئولین فرهنگی و اجتماعی جامعه ما در قبال این سوء جریان اجتماعی که در ریشه فرهنگی ما نیز رخنه پیدا کرده ، چه خواهند کرد ؟ برای تصدیق بیشتر این مدعا به سریال هایی همچون اوشین – جومونگ و یا کارتون های خارجی برای نونهالان و نوجوانان اشاره می کنیم که متأسفانه اثرات سوء در شخصیت و فرهنگ همه خانواده ها گذاشته است و دشمن و استکبار جهانی با جنگ نرم و استفاده از این وسایل ارتباطی سعی در نفوذ در شخصیت جامعه و مردم ما را دارد و در پی به تأثیرگذاشتن بر روی آن است . متأسفانه برخی تصمیمات غلط باعث شده تا ما شاهد تخلیه مساجد و حسینیه ها باشیم و دیگر از آن صفوف گسترده نمازگزاران خبری نیست یا اگر هیئت بسیار کم رنگ در همین ساری مراسم های مذهبی همچون دعای ندبه و یا دعای کمیل را در مسجد جامع مصطفی و یا نماز جمعه برگزار میشد تعداد شرکت کنندگان در مراسم های مذکور چند درصد جمعیت این شهر است . چه کسانی حریم و حرمت مساجد و حسینیه ها را در برگزاری جشن های مذهبی تخریب کرده اند ، مراسم ولات و اعیاد مذهبی به مراسم تجلیل از هنرمندان و خوانندگان تبدیل شده و در این مراسم ها به جای پرداختن به اصل موضوع شاهد برنامه های ضعیفی همچون تقلید صدا ، ترقه بازی و نورافشانی هستیم .

استفاده مردم از ماهواره از یک سو محصول بی برنامگی مسئولین فرهنگی ، از سویی محصول بی تفاوتی برخی از مسئولین به برنامه های دینی و اینک قسمتی از اعتیاد فرهنگ جامعه ما است . ماهواره ها اینک به درون فرهنگ غنی مملکت و جامعه ما رسوخ پیدا کرده و بسیاری از انحرافات اخلاقی را باید به حساب این پدیده شوم اجتماعی گذاشت ؛ مسئولین ما برحزر باشند ما دیگر توان جمع آوری ماهواره ها از منازل را نداریم ماهواره ها تبلیغ خود را در بین مردم و خانواده ها کرده و شاید بی تفاوتی مسئولین در قبال ساماندهی مناسب رسانه ملی یکی از عوامل مهم و اصلی این چالش اجتماعی است .سخن این مقال را بیش از پیش متوجه مسئولینی می کنیم که در هزینه سازی برای برگزاری جشن های ابتذال ، تبلیغاتی گسترده را در دستور کار قرار می دهند ، آیا بهتر نیست به جای پرداختن به این مسئله ، به برنامه های مساجد و تشویق مردم برای پرکردن مساجد و حسینیه ها بپردازیم ؟ امروز مجریان ، متصدیان و هزینه کنندگان جشن های ابتذال شهرها را به عنوان قهرمانان ملی مطرح می کنند ، مدافعان ارزش های دینی و اخلاقی را به عنوان افراد مرتجع هنجارشکنان زمانیکه افراد کوچک و کوته فکر ، برای کارهای ابتذال ساز از جیب بیت المال هزینه سازی می کنند آیا نباید انتظاری به غیر از این داشت ؟

نگارنده برای جمع بندی دل نوشته هایش خاطر نشان می کند تهاجم فرهنگی غرب به ویژه آمریکا علیه سایر فرهنگ‏ها در حال انجام است و این امر با گسترش تکنولوژی ارتباطات، شدت، سرعت و پیچیدگی بیش‏تری پیدا کرده است. آمریکا که داعیه‏ ی سرپرستی جهان را در سر می ‏پروراند و خواستار نظامی تک ‏قطبی است، هیچ فرهنگ رقیبی را که مخالف این سیاست باشد، تحمل نخواهد کرد. قطعاً فرهنگ اسلامی از این قاعده مستثنا نخواهد بود و در رأس کشورهای اسلامی، ایران به واسطه ‏ی انقلاب اسلامی ومخالفت علنی آن با قدرت‏ طلبی آمریکا مورد هجوم بیش‏تری قرار گرفته و خواهد گرفت؛ لذا به منظور مقابله با این هجوم، باید تمام ترفندها و حیله‏ های فرهنگ مهاجم شناخته شود و سپس ابزار کافی برای مقابله با آن فراهم گردد. از آن‏جا که تهاجم فرهنگی فرایندی فرهنگی است، باید با ابزارهای فرهنگی با آن مقابله کرد و از مبارزه با ابزار خشن پرهیز نمود؛ یعنی تولیدات فرهنگی متناسب با فرهنگ ملّی و دینی را باید گسترش داد و از نیروهای متعهد و دلبسته به کشور در ساخت این تولیدات کمک گرفت؛ و سپس با بهترین روش‏ها این تولیدات را به جوانان عرضه کرد. اینکه ما در معرض حملات فرهنگی رسانه های بیگاه هستیم شکی نیست،امّا ادوات مقابله با جنگ نرم در دسترس است. فقط باید چشم های خود را بشوییم و به گونه ای دیگر بنگریم و به افسران مقابله با جنگ نرم اعتماد کنیم و از ظرفیت های موجود به شکل کافی بهره ببریم.

شعبان وفایی نژاد