تازه ها

دوشنبه 16 اسفند 1395-15:1 کد خبر:26713

افشین رشیدی

تکلمه هایی برای رویدادهای خاص


فروشنده:به رنگ کهکشان!!!

اگر سیاسی هم باشد باز یعنی متانت از خشم و منطق از جاه طلبی پیشی گرفت و این مقیاس نه ایرانی که جهانی است.رای آکادمی اسکار به فروشنده اگر صددرصد سیاسی هم بوده باشد هم خود یک پیروزی بزرگ در ماراتن نفس گیر جنگ و صلح جهانی است.موضوع دست کم این بار فراتر از این بود که غرب باز هم به فیلمی که به قول علی مطهری چهره خوبی از ایران نمایش نمی دهد جایزه داد.این بار اگر از منظر سیاسی  صرف هم که نگاه کنیم رای به پیروزی ایران یعنی نه بزرگ به مبدع ممنوعیت تردد اتباع چندکشور به خاک ایالات متحده و متعاقبا حضور دو چهره نامدار ایران- جهانی با تخصص کیهان شناسی و تردد در کهکشان ها برای اخذ این جایزه پرافتخارسینمایی جهان هم به قول فیروز نادری یک نه بزرگ است به مرزبندی ها و تفکیک های نژادی و قومی و اقلیمی چه آن که به گفته این دو نماینده فیلم فروشنده در مراسم اسکار از آن بالا و از منظر نگاه مسافران کهکشان ها، زمین مرزی ندارد و ملت ها گویی در هم تنیده اند.
در داخل اما باز متحد نبودیم.هنوز هم نیاموختیم که گاهی لازم است ملی بیندیشیم نه جناحی.نیاموختیم که در جنگ خانواده و غریبه باید حتما طرف خانواده را بگیریم.هرچند خوشبختانه از 110 نماینده مجلس گرفته تا دهها شخصیت سیاسی اجتماعی و مذهبی و فرهنگی و اکثریت مردم فارغ از این که از فروشنده راضی بوده باشند یا نه و حتی آن را دیده باشند یا نه از این اقبال و موفقیت جهانی ابراز خرسندی و امیدواری کردند اما همین چند صدای محدود و معدود مخالفی نیز که سر داده شد به ویژه آنها که از زبان آدم معروف ها و رسانه های شان شنیده شد در شان مردم هنرپرور ایران نبود.از طرفی نمی دانیم واکنش عجیب و سرد و دور از انتظار تلویزیون به این خبر که تیتر رسانه های جهان بود را باید کجای دلمان بگذاریم ؟ تا به کی باید شاهد رفتارهایی این چنین خام دستانه درست در جایی باشیم که می شود حریف آمریکایی را - که افکار عمومی و سیاستمداران و حقوقدانان و هنرمندان معتبر جهانی از جمله آکادمی اسکار او را به گوشه رینگ برده اند - فراموش کرد و به بهانه سرمایه گذار قطری و دلواپسی های وطنی ، گل به خودی بزنیم و فرهادی را مهره این و آن بدانیم و جای تبریک ،تحقیرش کنیم و  خط خود را از انبوه آنان که از این خبر دلشاد شده اند جدا کنیم؟
درود به فرهادی و تبریک به سینمای فرهیخته و فرهیختگان سینمای ایران و سپاس از آکادمی اسکار به دلیل این انتخاب درست.
حسین طیبی: میراثی که حفظ نشد!

خبر درگذشت اندوهبار و غم انگیز روانشاد استاد حسین طیبی پدر و متخصص لله وا نوازی مازندران یک بار دیگر مردم را از هر جایگاه و مقام و مرتبتی از کوچه و بازار گرفته تا سیاسی و هنرمند و مسئول گرد هم آورد تا با دلی شکسته پیرمردی را به خاک بسپارند که روحش در تعلیمی خودآموخته با سازی به غایت بومی و شمالی در آمیخته شد.
بازنشسته ای فرهنگی که سالیان متمادی به حفظ میراث معنوی موسیقی بومی همت گمارد و تا توان داشت و حنجره ای و نایی در فوتک لله وایش دمید و کتولی خوان و نوروز و امیری خوان های زیادی را به وجد و نغمه آفرینی آورد.
پیرمردی که سالیان دراز پیرمرد بود و این یعنی زودتر از انتظار میانسالی اش به شباب گرایید و رنج بیماری زودتر از احتمال او را به خانه نشینی کشانید.
هنرمندی که از خود آموخت و فخر نفروخت.بی ریا نواخت و سهمی کلان نخواست و به بسیاری مدیران اعتبار داد و برای آینده شغلی اش کار نساخت.
تنها درخواست شخصی اش همچو دیگر پیشکسوتان بازنشسته و هنرمند ارشاد اشتغال فرزندش بود و از مدیران شان به بهانه خالی بودن دست اقتدار برای جذب نیروی کار، جوابی نبود.هر چند پیش چشم شان بود میزها و آدم های غریبه ای که گاه و بی گاه ،وقت و بی وقت نیروی کار شدند و دیدند فرزندان همکاران دیگری را که آمدند و حتی می بینند افرادی را که با داشتن شغل و درآمد از جای دیگرآمدند و کرسی و حق مشاوره می گیرند !!!
مرحوم استاد حسین طیبی در طول مدت حیات شریفش آن چنان که شایسته است مورد تجلیل از دستگاه های فرهنگی به ویژه ارشاد و میراث فرهنگی قرار نگرفت.این بی توجهی ها را گویی پایانی نیست.چه بسیار پیشکسوتانی از این دست همچون استاد اسحاقی و گوران و کاظمی و عزیزان دیگر در رشته هایی دیگر که دوران پیشکسوتی همراه با نقاهت و دل نگرانی از آینده خانواده شان را می گذرانند.کسانی که هر یک به نوبه خود قدم های ارزنده ای برای حفظ و توسعه فرهنگ و هنر برداشته اند و مدیران زیادی را از این بابت نزد افکار عمومی و رسانه ها و مسئولان پایتخت اعتبار بخشیدند.از آقایان مسئول می خواهیم حالا که استاد طیبی هم مانند استاد کلامی  و سوهانی در تئاتر و بسیاری دیگر از ما جدا شده اند لااقل به خود زحمت بدهید و فکر مابقی باشید که رنج شان کمتر و اراده شان برای ادامه حضور بیشتر شود.این قلم به واسطه آشنایی با این عزیزان به دلایل خاص از بیان جزییات مشکلات اقتصادی پیشکسوتان هنر استان شرم دارد که منزلت این عزیزان خود از پیش ما را مجاب به لب فروبستن و کم گفتن می کند اما این پرسش مطرح است که متولیان امر تا به کی می خواهند هزینه ها و اعتبارات را صرف برنامه های بی مخاطب و تکراری و کم بازده کنند و از حمایت سیستماتیک و حتی یک تجلیل خشک و خالی از این نامداران کهنه کار شانه خالی کنند و تنها در زمان وفات و ممات آن هم برای رسیدن به صدر اخبار خود را دلسوخته اهل هنر نشان دهند؟
تشییع با شکوه این هنرمند مردمی - منهای خودنمایی برخی که برای مقاصد خاص این روزها به هر محفلی سر می زنند - و حضور گسترده روشنفکران و هنرمندان و سیل پیام های تسلیت ارسالی، هشدار بزرگی برای مدیران فرهنگی است تا بدانند اگر آن ها بزرگان مان را فراموش کرده اند و قادر به التیام دردهای آنان نبوده اند ، مردم آنان را در قلب خود جای داده اند و برای هنرمندان شریف و آگاه شان ارج و احترامی ویژه قائلند و تسلای ثابت و پایداری برای خانواده اش هستند.درود بر مردم همیشه همراه که در صف تجلیل از بزرگان شان استادند!


بدره : حرفهای غیر بهداشتی وزیر بهداشت!!!

از تلفن عجیب و متحیرکننده ی بعد از ماجرا و عذرخواهی متقابل اجباری آقای وزیر و فرماندار بدره از یکدیگر می گذریم چون وقتی دو طرف ماجرا به جبر زمان و انتقال سریع پیام و جلوگیری از گسترش واکنش ها به این رویداد تلخ و عبرت آموز به رضایت راضی اند ، ما را چه به نقد این گفتگوی تلفنی صوری و از پیش طراحی و ضبط شده!؟ اما از آن طرف ماجرا چگونه می توان گذشت وقتی در شبکه های مجازی تصویر واضحی از تکبر یک دولتمرد بالا دست و تحقیر یک مدیر پایین دست حرف ها برای گفتن و نوشتن باقی گذارده اند؟!
به راستی وزرا تا این حد اختیار دارند که مسئولی را تهدید به برکناری در اسرع وقت (یک روز دیگر) کنند و با عباراتی غیربهداشتی آنان را بنوازند و بروند؟
این مردم بدره اند که باید آقای وزیر را ببخشند نه آقای فرماندار.این ملت ایرانند که باید آقای وزیر بهداشت را بابت ابراز واژه هایی توهین آمیز به یک مسئول که در حال اعلام نیازهای ضروری و اولیه مردم شهرش به مافوق خویش است ببخشند.مردم هرگز از این تصاویر چشم پوشی نمی کنند و در دادگاه وجدان خود وزرایی از این دست را استیضاح و آنان را برای همیشه برکنار می کنند.
فرماندار بدره نیز مرز بین محبوبیت و تقبیح نزد افکار عمومی را زودتر از موعد پیمود و در حالی که می توانست به واسطه این تصاویر و علت شنیدن توهین در ردیف یک مسئول محبوب نزد مردم منطقه و کشور قرار بگیرد ،خیلی زود ماندن در سمت فرمانداری را ترجیح داد به استعفای اعتراضی و این چنین نام خود را از جایگاه صد به پایین ها رساند.
منتهی آن چه باز یک پیروزی بزرگ قلمداد می شود عملی نشدن تهدید وزیر در خصوص برکناری فرماندار است که خود یک شکست فاحش برای وزیر محسوب می شود و آقای فرماندار بلکه همگان می دانیم چنانچه ابزار رسانه به ویژه وجود شبکه های اجتماعی نبود شاید نه تنها تهدید آقای وزیر عملی می شد بلکه هیچ احدی نیز از چرایی و جزییات توهین ایشان مطلع نمی شد.قدر رسانه از هر نوعش را باید دانست.رسانه ای خوب برای همگان باشیم.

 

نام فرستنده :
ایمیل گیرنده :