تازه ها

دوشنبه 5 مهر 1395-17:46 کد خبر:20422

افشین رشیدی

تقدیم به روح والای تئاتر....


خاطره ها چه تلخ یا شیرین هیچگاه بطور کامل یا حتی حداکثری از ذهن انسان ها پاک نمی شوند بلکه تنها در گوشه ای حتی شده کمرنگ باقی می مانند تا در جایی که لازمشان داریم بازسازی شوند.

یادم هست احد جاودانی معاونت فرهنگی اداره کل را عهده دار بود وقتی سیزدهمین جشنواره تئاتر استان برگزار می شد.دو سال قبلش را با نمایش های /اژدهاک/نوشته ی بهرام بیضایی و /ماه زدگان/نوشته ی همشهری متفکرمان علی دنیوی ساروی در جشنواره حضور یافتم و اقبال داشتیم تا به مرحله ی بعد صعود کنیم.سالهای اول حضور را بخوبی می گذراندم و اصطلاحا سرزبان بودم به نحوی که وقتی در سومین حضور مستمرم در جشنواره سیزدهم ظاهر شدیم گویی امر بمن مشتبه شده بود که این بار هم این ما هستیم که باید صعود کنیم.

/گور به گور/که تالیفی از خودم و اقتباسی از هفت پیکر نظامی بود به روی صحنه بردیم.مردم استقبال کردند و حتی هنرمندان و زمزمه ها حاکی از صعود این اثر به مرحله ی بعد بود.هنوز هستند کسانی که این پیش بینی را گواهی دهند اما نام دو اثر دیگر از اعلام نتایج بیرون آمد که رتبه ی دومش به کارگردانی دوست عزیزی بود که در اختتامیه ی امسال سرپرست یا راهنما یا استاد مشاور گروه مجری شهرستان بابل بود.

اسپند روی آتش هم به من نمی رسید وقتی نام گور به گور بیرون نیامد.چشم هایم چیزی نمی دید.نه بزرگ تر ها را نه مدیران را نه تازه واردان را و نه میهمانان تهرانی را.یادم نیست چه عبارات که چه عرض کنم چه خزعبلاتی سر هم کردم.اهل خرافه نیستم که بگویم نحسی سیزده گریبانم را گرفت اما آنروزها دچار بدترین درد های ممکن برای یک هنرمند شده بودم.درد غرور،درد خود بزرگ پنداری،درد توهم های تئوری های توطئه و دردهای مشابه.

آن روز آن اعتراض آتشین و آن شورش ناشیانه بر داوران تهرانی را عین درستی می دانستم.یادم هست احد جاودانی چقدر سعی کرد موضوع را به نرمی و خیر و خوشی ختم به اصلاحات و اعتراض قانونی و مکتوب نماید و یادم هست با چه صبر و متانت مثال زدنی پرخاشگری ام را به آرامش و الفاظ ناشایستم را به گفتاری مودبانه بدل کرد.

در اختتامیه ی امسال وقتی نحوه ی اعتراض یکی از گروههای نمایشی به نتیجه را دیدم ناخواسته رفتم به آن دوران و برای هزارمین بار پس از آن سال نخست خود را بابت آن اعتراض ناشایستم سرزنش کردم و سپس تلاش کردم دوست عزیزی که ذکرش رفت را آرام کنم اما این عزیز و اعضای گروهش و دو کارگردان محترمش هم مانند آن روز عجیب در جشنواره سیزدهم چشم شان نمی دید و گوششان نمی شنید وحیاط مجتمع را به دادگاهی سریع و احساسی برای داوران مبدل کرده بودند و از هیچ متلک و کنایه و پرخاشی به بزرگان تئاتر کشورمان فروگذار نکردند.

حق داشت روزنامه ی بشیر که فردای مراسم اختتامیه ی سیزدهم در یادداشتی تیتر زد :حرکت زشت و ناپسند یک کارگردان در جشنواره تئاتر استان.

در آن یادداشت توصیه های خوبی به من شد هر چند آنروز دلم میخواست بروم روزنامه و اعتراض کنم اما بعدها دانستم که حق با نویسنده بود.امروز خیلی ها که این یادداشت را می خوانند حاضرند شهادت دهند که دیگر در هیچ اعلام نتیجه ای اگر در برگه ی آرا نبودم اعتراضی نکردم.نزدیک رفتم و به داوران دست دادم.به آنها خسته نباشید گفتم و حضورشان در شهرم را غنیمت دانستم.

 

قرار نیست همیشه اول باشیم.قرار نیست همیشه در اوج باشیم.قرار نیست کسی بهتر از ما نیاید.

این که مجموع آثار راه یافته به این دوره از جشنواره دارای ضعف های کوچک و بزرگ و نقاط قوت کمتری بود را همه ی صاحبنظران و منتقدان تئاتر استان و حتی مسوولین فرهنگی و برگزارکنندگان جشنواره تایید می کنند و نسبت به استمرار این شرایط نگرانند اما براستی شاید این اولین بار بود که رای اکثریت غالب تماشاگران بی طرف و تحلیلگر و اهل فن تئاتر تا نود درصد در تمام جزییات بخصوص درباره ی انتخاب اثر برتر با رای هیات داوران شباهت و مطابقت داشت و این را گروههای مجری که خود در جریان رقابت و هیجانات جشنواره هستند نه می بینند و نه می شنوند.باید زمان بگذرد تا برخی خطاهای ما خود را نشان بدهند.باید بزرگتر و پربارتر شویم تا بدانیم داور حقیقی مردمند و واکنش آنها به اجرایمان در اولویت است نه خواندن ناممان روی صحنه برای گرفتن جایزه ی برتر یک جشنواره که داوری هایش عمدتا سلیقه ای و مبتنی بر روحیات فردی و فنی آنهاست.

به نظرم امد این یادداشت را تقدیم کنم به روح والای تئاتر که هدفش مردمند و اعتلای نفس آنها و به خود لازم می بینم خطاب به برگزار کنندگان جشنواره و حامیان آنها بویژه معاونت فرهنگی و هنری و مدیریت حراست  که بر اساس رهنمودهای مدیر کل ارشاد پیگیر مستقیم به نحو احسن اجرا شدن این جشنواره بودن بگویم: تلاش بی نظیرتان در برگزاری این رویداد فرخنده بر هیچ کدام مان پوشیده نیست.مبادا این حاشیه ها روح والای تان را آزرده کرده باشد و تصور کنید زحمات تان نادیده انگاشته شده است.ما خوب می دانیم شما خوبان جز به اعتبار و آبروی تئاتر و هنرمندان تئاتر نمی اندیشید و اطمینان داریم در سایه ی جلسات مستمر هم اندیشی این موارد خاص برای همیشه از پیکره ی تئاتر استان محو خواهد شد.

 

افشین رشیدی

نام فرستنده :
ایمیل گیرنده :