تازه ها

دوشنبه 28 دی 1394-13:54 کد خبر:16349

خدایا شکرت امروز حتی یک گربه هم نَمُرد


خاطره ای پند آموز از غلام فرجی پیر آرامستان ساری

انعکاس شمال:پیری بر خلاف آنچه تصور می شود همراه با آن گونه مشکلاتی نیست که بر سر زبان ها افتاده و پیران را مردمی خسته و بیمار و افسرده و بی حافظه و جدا مانده و دل نازک و عجیب و غریب به حساب می آورند، البته ممکن است اقلیتی از پیران چنین باشند ولی این گونه اندیشه های نادرست در مورد پیران باعث رنجیدن افراد سالخورده می شود و حتی گروهی از آنان را به قبول این باورهای نادرست درباره خود وا می دارند.

نگاهش به درب آرامگاه بود و با لبخند به من گفت : خدایا شکرت امروز حتی یک گربه هم نمرد ؛ امروز و دیروز 5 نفر فوت کردند و 5 گروه برای مراسم تشییع جنازه فرستادم همه 5 گروه راضی بودند و بستگان متوفی به اندازه کافی به این افراد پول دادند . از او سوأل کردم مگر اموات بی وارث م پیدا می شوند ؟ گفت: بله به یاد دارم چندی قبل یک جوان با کلی امکانات و تشریفات و اتومبیل آخرین مدل آمد و گفت: به دنبال چند نفر هستم که جنازه بیاورند و دفن کنیم ، بنده و چند نفر رفتیم به آسایشگاه سالمندان ؛ از او سوأل کردم : اینجا چکار کنیم ؟ گفت: شما پول بگیرید حرف نزنید و این جنازه را بیاورید به محل دفن تا زمانیکه مقدمات ترخیص جسد فراهم شود ؛ یک جوان سرمایه دار خوش تیپ دیگر را دیدم گفتم: اینجا چکار می کنید ، گفت: آمده ام به یک پیرزن سربزنم من در حال قدم زدن بودم دیدم یک پیرزن آهسته مرا صدا زد ، رفتم جلو و او شناختم ؛ بسیار بانوی شریف و اهل نماز و عبادت بود ؛ گفتم : حاج خانم برای سرکشی و عیادت از سالمندان آمده اید ؟ قدری نگاهم کرد و گفت: نه مرا هم به اینجا آورده اند ما نه برای سرکشی بلکه برای حضور همیشگی پسرم گفت بیا برویم اینجا قدری استراحت کنیم حالا متوجه شدم مرا تحویل سالمندان دادند ای خدا مرگ مرا برسان ! اگر همسایه ها / دوستان و بستگان متوجه شوند چه کنم ؟ با تنهایی خود چه کنم ؟ در این حال بنده گریه ام گرفت و به بیرون سالن رفتم و به آن جوان گفتم : تو با این هیکل و با این قدرت مالی چرا مادرت را به اینجا آورده ای ؟ این خانه مادر تو است که زندگی می کنی چرا آخر عمری او را دستکش کردی ؟ گفت: با همسرم نمی سازد! و موجب ناراحتی همسرم است او گفت من هم اطاعت کردم ! قول دادم ماهی یکبار به او سربزنم و هیچکس نمی داند او را اینجا آورده ام ؛ سفارش کرده ام او از اتاق بیرون نیاید و من از راه دور کنترلش می کنم . هیچ حرفی برای غرور و عدم شعور این جوان نداشتم ، به اتفاق رفقا آمدیم بر سر جنازه و او را به آرامگاه ساری منتقل کردیم ؛ به محض باز کردن جنازه از دیدن سیمایش متعجب شدم او یکی از افراد سرشناس بود و برای خودش حرف های زیادی برای گفتن داشت اما چرا در سالمندان و چرا آقازاده میلیاردش ، ابوی اش را به سالمندان برد ؟ در سالمندان به این پدر چه گذشت و چرا این پدر در کنار همسر و فرزندانش در منزلش آرام نگرفت ؟ چرا پسر میلیاردش از جسد پدرش می ترسید ؟

براستی جامعه ما به کجا هدایت شده است ؟ چرا بسیاری از پدران و مادران قبل از خانه آخرت باید خانه سالمندان را تجربه کنند ؟ آیا پدران و مادران تنها احتیاج به غذا و محل خواب دارند یا محبت فرزندان نیزاز نیازهای ضروری آنهاست ؟ این سخنان غلام فرجی پیر آرامستان شهرستان ساری و انسانی است که هر روز بسیاری از اجساد را تا داخل قبر هدایت می کند و براستی مسئولین فرهنگی کشورمان چه پاسخی به این بی احساسی و کم لطفی ها در جامعه دارند ؟

نگارنده در بحث تکمیلی این گزارش خاطر نشان می سازد در دنیای امروز که شاهد گسترش روز افزون و فزاینده ی تولیدات فکری و مصنوعات فن آوری جدید در عرصه ی فرهنگی هستیم و مهاجمان فرهنگی، دل و جان و اندیشه و باور نوجوانان و جوانان ما را مورد حمله قرار داده اند، مؤثرترین شیوه ی مقابله با این حملات گسترده در جبهه ی فرهنگی، ایجاد مصونیت عاطفی در فرزندان و نور چشمان است و این جز با حُسنِ رابطه و پیوند عاطفی میان والدین و فرزندان مقدور نخواهد بود ، بنابراین، نصیحت پذیری و عمل به وصایای والدین و احترام و محبت نسبت به آنان، زمانی توسط فرزندان به درستی و کمال میسر می شود که از خوشایندترین تجارب و دلچسب ترین خاطرات در پیوندهای عاطفی و روابط محبت آمیز بهره مند باشند.

قابل توجه است والدینی که در طول حیات خود و در دوران و ایام اقتدار شخصیتی خویش، لحظه ای از حُسن رابطه و پیوند عاطفی با فرزندان خود غافل بوده اند و صمیمی ترین وصادقانه ترین ارتباط را با آنان داشته اند، در دوران پیری و افتادگی نیز بیش از هر زمان دیگر، مورد مهر و محبت و احترام فرزندان واقع می شوند و هرگز فرزندان چنین والدینی اندیشه ی اذیت و آزار و یا جدایی و طرد والدین از خانه و جای دادن آن ها در خانه ی سالمندان را به مخیله ی خود راه نمی دهند. شعبان وفایی نژاد

 

نام فرستنده :
ایمیل گیرنده :