سه شنبه 26 آبان 1394-13:7 کد خبر:15581
سیدمحمدآقامیری:
توهم مسئولین درمورد ثروتمند بودن مازندران،این استان را فقیر کرد
انعکاس شمال – سیدمحمدآقامیری درگفتگویی بسیاری از چالش های روز استان مازندران و شرایط سیاسی موجود در آستانه انتخابات را مورد بحث قرارداد.
انعکاس شمال : استان مازندران از استان های استراتژیک کشور به حساب میآید. درعین حال رقابتهای سیاسی باوجود اینکه مردم این استان چندان اهل حواشی نیستند، همواره در دوره برگزاری انتخابات شوراهای شهر و مجلس داغ است. در حاشیه نمایشگاه مطبوعات امسال، «سیدمحمد آقامیری» را دیدیم. وی از مدیران شناخته شده این استان و سال ها عضویت در شورای شهر ساری را در کارنامه خود داشته است و از فعالین سیاسی اعتدالگرا به حساب میآید. وی که درگفتگویی از احتمال قریب به یقین حضورش برای انتخابات آتی مجلس سخن گفت، در ادامه بسیاری از چالش های روز استان مازندران و شرایط سیاسی موجود در آستانه انتخابات را مورد بحث قرارداد که مطالعه آن خالی از لطف نیست:
قبل از اینکه وارد فضای انتخابات آتی مجلس و مسائل استان مازندران شویم، اندکی از سوابق اجرایی خود بگویید؟
بنده در دوران دفاع مقدس در جبهه ها به همراه بسیاری از اعضای خانواده و نزدیکان حضور داشتم و برادرم نیز در این راه به شهادت رسید. در این میان در سمت های اجرایی متفاوتی حاضر بودم و اکنون نیز از معاونان حج تمتع هستم. علاوه بر این در شمال کشور مدرس دانشگاه نیز هستم. در این فاصله البته لازم به ذکر است که سال ها در آموزش و پرورش حضور داشتم. ضمن اینکه در مرکز استان مازندران یعنی شهر ساری، بیش از سه دوره عضو شورای شهر بودم.
اگر بخواهیم وارد مسائل استانی و شهری بشویم که هدف اصلی شما حل آنهاست، این را به وضوح میبینیم که در سالهای اخیر، با وجود ثروتمند بودن مناطق شمالی کشور و از جمله استان مازندران، مشکلات عمیقی مانند تخریب وسیع محیط زیست، بیکاری، زمینخواری و ساختوساز بیرویه وجود دارد. منشاء این پارادوکس و تناقض ثروتمند بودن منطقه و داشتن مردمی آگاه و درعین حال وجود این مشکلات چیست؟
بهنظر میرسد اولین منشاء چنین وضعی همین دیدگاه و پیش فرض اولیه شماست که متاسفانه بسیاری از مسئولین کشوری نیز به آن گرفتارند. استان مازندران به هیچ عنوان ثروتمند نیست. فقر و کمبودها درمیان جنگلهای سرسبز و آبی دریای خزر پنهان شده است. رهبری در سفری که به این استان داشتند، از عبارت زیبای «فقر سبز» برای توصیف وضعیت فعلی شمال کشور استفاده کردند.ما در بحث جمع آوری زباله بسیار گرفتاریم. جمع آوری زباله عملا طبیعت استان را به نابودی کشانده است. عدم مدیریت یکپارچه سواحل دریا موجب شده برخلاف همه کشورها که سواحل برای آنان «نعمت» میآورد، برای ما «نغمت» بیاورد. در استان مازندران دریا برای مسافران نعمت و برای ساکنان این مناطق نغمت شده است. محورهای مواصلاتی و جاده ها در استان توسعه پیدا نکرده است.
جلوگیری از تعرض به منابع طبیعی از طریق ساکنان و یا زمینخواران با یک برنامه درست، تهیه اسناد مربوط به کاربری های زمین (تا مسئولین بدانند که کدام زمین برای کشاورزی و کدام زمین برای اسکان است) و اجرای طرح آمایش سرزمینی و مطالعه جغرافیایی برای اجرای طرحها، هنوز که هنوز است، در دستور کار مسئولین قرار نگرفته و همین عدم ممارست برای پیگیری این مسائل، کار را به اینجا رسانده است.البته وقتی مسئولین با این پیش فرض وارد عرصه مدیریتی میشوند که شمال کشور ثروتمند است، طبیعی است که بطورکلی این استان را رها کنند.از زمان دولت آقای رجایی تا دولت احمدینژاد، مدام اعلام میشد که استان مازندران و گیلان برخوردار و ثروتمند است و به همین خاطر یک تبعیض خاموش شکل گرفت. اگر به استان مازندران رسیدگی میشد، یک مرکز تولید سرمایه در کشور محسوب میشد.باید پرسید در سال چه تعداد ایرانی به ترکیه میرود و چه ارزش افزودهای وارد این کشور میکند؟ حال باید پرسید عدم مدیریت گردشگری در استان مگر جز این است که شرایطی را فراهم کرده تا از ارزش افزودهی گردشگری در ایران، تنها زباله و دودش به استان مازندران برسد؟
ما در حوزه گردشگری بجای هتل سازی که ارزش افزوده بالا دارد، با پدیده ویلاسازی بی رویه مواجهیم و در مقابل شرایط به سمتی رفته که بخاطر جفایی که در حق کشاورزی استان مازندران (از مرکبات تا چای و برنج) شده، امروز استان از نظر اقتصادی در شرایط بحرانی به سر میبرد…
ببینید، در حوزه کشاورزی، ما میتوانستیم مهمترین چالش این روزهای کشور که بحران بیکاری هست را تا حدی حل کنیم. شاید مسئله به یک پدیده جالب برگردد.سالها پیش مسئولین به استان مازندران لقب «استان گردشگری» دادند. ما دقیقا در همان دوره چیزی که ندیدیم گردشگری بوده است. سپس گفتند «استان صنعتی» که پس از مدتی صنایع نساجی استان به آن روز افتاد. امروز هم میگویند «استان کشاورزی»! با توجه به سنت موجود تا چند سال آینده کشاورزی استان هم به سرنوشت صنعت و گردشگری دچار شود. میبینیم که آنچه داشتیم هم از ما گرفتند .در این استان نه صنعت مدرن آمد و نه این صنعت، یک صنعت «سبز» متناسب با محیط طبیعی استان بود. از سویی تمام کارشناسان میگویند که ایران تا کمتر از ۵۰سال آینده بحران عمیق آب خواهد داشت. اگر حداقل آب خدادادی که در کشور باشد، در آن شرایط تنها در استان های شمالی خواهد بود و این درحالی است که اگر به شرایط منطقه توجه نشود، این منابع نیز از دست خواهد رفت. این درحالی است که سه استان شمالی نقش ویژه در حفظ امنیت غذایی و حفظ میزان تولید غذا در کشور باید داشته باشند. همچنین در حوزه تاریخی از استانی که اولین مامن شیعیان و اولین حکومت شیعی محلی پس از امام حسن را داشتند، علویان طبرستان بودند که از آن دوره و قبلتر، آثار تاریخی داریم که هیچ توجهای به گردشگری تاریخی نیز به این استان نشده است. البته بنده با هتل سازی منطقی مشکلی ندارم، ولی خود خانه های سنتی مردم در این مناطق و شکل سنتی منازل بدون ویلاسازی های مدرن، تا حد زیادی میتواند گردشگر جذب کند و درعین حال به منطقه آسیب نزند. بنده تعجب میکنم که چرا ما در بسیاری از کشورهای جهان و حتی در استان اصفهان، گردشگری را حول محور «تور لیدرها» میبینیم. اما در استانهای شمالی که نقش «تور لیدر» میتواند بسیار مهم باشد و اشتغال فراوانی در حوزه گردشگری ایجاد کرده و آسیبهای ناشی از گردشگری را به حداقل برساند، از ایجاد تورها غافل هستیم.
به سراغ مسائل مجلس میرویم. بسیاری از کارشناسان در مورد انتخابات امسال معتقدند که با توجه به شرایط موجود، احتمالا مجلس در دست اصولگرایان معتدل قراربگیرد. از طرفی به خاطر امیدی که نسبت به باز شدن شرایط در بسیاری از افراد ایجاد شده است، به نظر میرسد که تعداد زیادی از افراد (بیش از دورههای قبل) ثبت نام کنند. تحلیل شما از وضعیت فعلی چیست؟
در کلانشهرها معمولا شرایط کار انتخابات خیلی جناحی هست و بطور عمده، لیستها پیروز میشوند. این نگاه در شهرهای کوچکتر کمتر دیده نمیشود و مردم بیش از هرچیز سراغ شخصیتهای شناخته شده و عملگرا میروند و مسائل جناحی، کمتر روی تصمیمات آنان سایه میافکند. بطور نسبی میتوان گفت که نگاههای سیاسی در انتخاب نماینده مجلس در استانهای دیگر و شهرهای کوچکتر، تنها ۱۰تا۲۰درصد آراء را جابهجا میکند.
جایگاه جناحی و اجرایی شما در این شرایط در چه دسته بندی سیاسی و فکری قرار دارد؟
اگر واقعیت قصه را بخواهید، بنده بطور مستقل و فارغ از تعهد به احزاب به انتخابات مجلس فکر میکنم و درعین حال تفکر خود را عملگرایانه میدانم. ولی از نظر طرز فکر سیاسی بیشتر به اعتدال گرایان نزدیک هستم. مردم از تندروهای جناحین مختلف سیاسی خسته شدند. البته این مخالفت با چپ و راست معنی نمی دهد. اختلاف بین جناحین عمده کشور، اتفاقا بهنظر بنده سازنده و ضامن نشاط سیاسی است. اما مردم ما دیگر دنبال حواشی نیستند و مساله اصلی برای ایشان، حل مشکلات روزمره است.
با این حساب اکثریت مجلس را نزدیک به چه جریانی میبینید؟
بنده هیچ شکی ندارم که اکثریت مجلس امسال را اعتدالگرایان در دست خواهند داشت. بلاشک چنین اتفاقی خواهد افتاد. مردم مجالس جناحی گذشته را دیدند. در همین موضوع مهمی که طی ۳۶سال اخیر برجسته است، یعنی توافق هستهای، مردم به وضوح دیدند که نزدیک ۶۰نماینده اصلا در جلسه رای گیری شرکت نکردند و به دنبال حواشی و کارهای شخصی خودشان بودند. لذا این بعید نیست که مردم با این وضعیت بطورکلی تکلیف خود را با این وضعیت مجلس روشن کنند. نکته اینجاست که بسیاری از دوستان مدعی تکلیف گرایی بودند. اما به هرحال صرفنظر از اینکه این اتفاق درمورد تصویب برجام رخ میداد یا نه، بهنظرم اعتدالگرایان مستقل در دهمین انتخابات مجلس دست بالا را خواهند داشت.
منبع: سایت نظر

