يکشنبه 29 شهريور 1394-15:36 کد خبر:14674
مصاحبه ای خواندنی با قدیمی ترین قبرکن ساری
انعکاس شمال:حاجی فرقانی از سال 1326 که قبرستان ساری در محله چراغ برق که اکنون مسجد مصطفی خان در آن واقع است و حصاری در آن نبود و نظم و انضباط وجود نداشت مشغول کار بود تا از آنجا قبرستان به شاهزاده حسین و سپس با اهداء زمین توسط شیخ حسن رحمانی در سال 1337 به مکان کنونی که ملامجدالدین می نامند نقل مکان کرد . وی می گوید : در قدیم مردم در منازل خود مرده ی خود را می شستند و کفن می کردند تا اولین غسال ساری که غلام سیاه نام داشت و خانمش نیز زنان را غسل می داد مشغول کار شدند اکنون غلام سیاه در ملامجدالدین مدفون است شخصی به نام میرزا پس از او غسال شد و سپس حسن گلناری و سپس سید حسینی و ... در آرامگاه ساری 130 مقبره خصوصی وجود دارد و مرحوم شیخ محمد فرقانی اولین قرآن خوان و تلقین گو در ساری بودکه پدر حاجی فرقانی بود . فرقانی می گوید در گذشته تعداد اموات خیلی کم بود و غالباً از کودکان و سقط متوفی می آوردند.شاید سالی 100 تا جنازه داشتیم و قبل از انقلاب اسلامی آرامگاه هیأت امنا داشت که آقایان تاکامی و جوادزاده عضو آن بودند و مسئولیت برگردن ایشان بود و حقوق و مزایای بنده از کارگری آرامگاه پرداخت می شد ، فرقانی گفت: 43 سال بنایی کردم و کمبود آب باعث مهاجرت من و خانواده ام به ساری از کاشمر شد .
جواز دفن از سال 1342 در ساری باب شده آنهم به همت من و مرحوم پدرم که برای اینکه نظم در کار دفن اموات به وجود آید و هر کس در هر جایی اموات خود را دفن نکند جواز دفن را به وجود آوردیم برای آرامگاه خانوادگی نیز مبلغ 500 تومان به بانک ملی واریز می کردند و 20 متر در اختیار ایشان قرار می گرفت و هر کس متراژ بیشتری تقاضا می کرد مبلغ بیشتری نیز به نسبت باید پرداخت می کرد البته این کار توسط هیأت امنا ی آرامگاه صورت می گرفت ، فرقانی اظهار داشت : به دلیل بیماری همسرم و بستری شدن وی در تهران بنده به کارگری روی آوردم و در آرامگاه ساری مستقر شدم و پس از بهبودی حال همسرم چون منزلی نداشتم در جایگاه کنونی آرامگاه خانواده سنگ به پیشنهاد داوود رحمانی فرزند شیخ رحمانی اجازه زندگی پیدا کردم . پس از اظهارات حاجی فرقانی سراغ محمد میرزایی باجناق فرقانی دیگر قبرکن قدیمی آرامگاه ساری رفیتم و سخنان شنیدنی از وی شنیدیم ؛ میرزایی گفت: اولین رئیس آرامگاه پس از انقلاب حسین گلچینی بود و هیأت امنای آن زمان آقایان داراب – معادی – عمادیان – جوادزاده – هاشم زاهدی – خویی – تفضلی – دانشور – علوی و... بودند که آرامگاه از سال 1386 تبدیل به سازمان آرامستان و مدیرعامل آن نیز احمد توهمی شد . محمد میرزایی امرار معاش از راه قبرکنی و آجرچینی و طاق زدن انجام می شد تا اینکه پس از سال ها سنگ لحد آمد . وی از شهرداری زمان مهندس یوسف نژاد گفت که غسالخانه جدید را بنا کرد و از سال 1367 قبر دوطبقه را باب کرد و سالن اجتماعات آرامگاه را در ساری بنا کرد . میرزایی گفت: در گذشته 3 شعله برق در آرامگاه وجود داشت تا اینکه در سال 1366 آمبولانس اسقاطی از جبهه آورده شد و تحویل فرمانداری شد و فرمانداری آن را در اختیار شهرداری گذاشت و مسئولین آرامگاه از سرهنگ عسگری که فرمانده راهنمایی رانندگی ساری بود اجازه گرفتیم تا آمبولانس بدون پلاک در شهر تردد کند تا اینکه پس از چند سال 4 دستگاه آمبولانس با کمک هیأت امنا خریداری شد ؛ میرزایی می گفت : از ابتدا نیز با حاجی فرقانی که باجناق بنده بود مشغول به کار شدم و روزی 5 تومان از وی اجرت می گرفتم ، وی افزود : در زمان قبل از انقلاب گاهی برای اعدام ها از قبل قبرداشتیم و در یک شب یک سید را اعدام نمودند و آوردند و قبری را که می کندیم بوی عطر از قبر به مشام می رسید همچنین از قبری گفت که کنارش سوراخ شد و داخل آن را که ملاحظه کردیم جسد پس از 5 سال همچنان سالم بود . میرزایی گفت: شهردار ابطحی در قبل از انقلاب به دنبال خروج آرامگاه از داخل شهر ساری بود که موفق نشد ؛ محمد میرزایی تمامی شهدای جنگ تحمیلی را در ساری دفن کرد و قبر ایشان را کنده است و همچنین بسیاری از افراد بی بضاعت را با هزینه خود دفن کرده است . میرزایی خانم های غسالخانه را چنین نام برد : همسر غلام سیاه – دختر آقا سید که مادر حاجی فرقانی است - مولود – ساره – خانم نعمتی – خانم دل افروز- خانم رمضانپور و حسینی که اکنون نیز اموات زن را غسل می دهند . میرزایی اظهار داشت : درب آرامگاه در گذشته چوبی بود و بر سر برخی از قبور فانوس می گذاشتند . در پایان این مصاحبه سید احمد توهمی مدیرعامل سازمان آرامستان شهرداری ساری طی سخنانی اظهار داشت : قانون بیان می دارد آرامگاه باید حداقل 10 کیلومتر از شهر دور باشد به همین منظور با همت سازمان منابع طبیعی یک سری زمین های این سازمان را بازدید نمودیم تا به زمین بهشت رضا رسیدیم و اکنون در امامزاده عباس ساری نیز آرامگاه داریم که مجهز است و غسالخانه نیز دارد اما تاکنون نتوانستیم زمین مناسبی را در اطراف ساری جهت ساخت آرامگاه اموات بیابیم حتی در پاشاکلا نیز زمینی را بازدید کردیم اما سطح آب منطقه بالا بود و این مسئله برای احداث آرامگاه مناسب نبود .
در حاشیه این مصاحبه :
غلام سیاه که اولین غسال ساری بود فردی بسیار با تقوا و مهربان بود .
مرحوم داراب انسان شریف ، مهربان و با تقوا بود هرگاه برای دفن کسی که وضعیت مالی خوبی نداشت تخفیف می داد اما از هزینه خودش پول تخفیف را پرداخت می کرد .
مرحوم داراب دستور داده بود که در جلسه هیأت امنا هزینه پذیرایی اعضا را خودشان پرداخت کنند و از اعتبارات آرامستان هزینه نشود .
شهردار ابطحی اولین شهردار ساری بود که پیگیر احداث آرامستان جدید و انتقال آرامگاه خارج از شهر بود .
در زمان رژیم گذشته افرادی را که اعدام می کردند شب ها به صورت مخفیانه دفن می کردند.
در رژیم گذشته یک سید را اعدام کردند زمانیکه بنده رفتم قبر او را بکنم بوی عطر فضای در آرامستان پیچیده بود .
بنده و همسرم و فرزندم در آرامگاه در یکی از مقبره ها زندگی می کردیم .
میرزایی : بنده صدها قبر را با هزینه شخصی خودم دفن کردم.
میرزایی : هیچگاه به تنهایی قبر نکندم بلکه همواره چند نفر بودیم که ترس نداشته باشیم .
میرزایی معتقد بود که کار در آرامستان واقعاً خسته کننده است .
همیشه دفن اموات در شب ها ممنوع بود .
فرقانی گفت : اولین مسئول آرامگاه ساری پدر من شیخ محمد فرقانی بود که پدر بنده نیز بود هم امام جماعت و هم نماز خوان بود من باجناق خود را که آقای میرزایی هست در این مکان مشغول به کار کردم .
در رژیم گذشته اکثر اموات از کودکان بودند سالی یکصد نفر هم در ساری دفن نمی شدند.
بارها شده که برای جای دفن اموات صاحبان اجساد با ما بر سر مکان دعوا و حتی برخوردهای فیزیکی را هم شاهد بودیم .
شعبان وفایی نژاد - علیرضا مظفری

