چهارشنبه 7 مرداد 1394-13:31 کد خبر:12051
نگاهی به برخوردهای استانداران گذشته با شورای شهر و شهرداری ساری
انعکاس شمال : در ابتدای این مقاله با صراحت اعلام می دارم آنچه که در این بحث مطرح می کنم به هیچ عنوان قصد قضاوت در خصوص برخورد استاندار حال حاضر مازندران با شورای شهر و شهرداری مرکز استان نیست بلکه بازگو کردن روش مدیریت استانداران قبلی با شهرداری و شورای شهر به روی قلم درآمده است :
زمانیکه جذب شهرداری شدم پس از چند ماه مرتضی حاجی حکم برکناری مرحوم دامادی شهردار موفق آن زمان که شیخ الشهرداران زمان خود را صادر کرد حتی بدون مراسم تودیع در معارفه شهردار جدید در محل اتاق شهردار با حضور تعدادی از مسئولین واحدهای داخلی شهرداری و فرماندار رفت مرحوم دامادی هیچگونه حکمی که این روزها تحت عنوان مشاوران پس از عزل مطرح است ، در کار نبود ، از فردای همان روز مرحوم دامادی جایگاهی در واحدهای اداری نداشت زمان عزل مهندس یوسف نژاد ، مهندس مفیدی استاندار و معاونین ایشان آمدند و مراسم تقدیر در کار نبود بلکه اراده سیاسی برای عزل یوسف نژاد مطرح بود ؛ مرحوم صادق خلیلی شهردار معرفی شد و پس از 9 ماه استاندار وقت تحمل مدیریت شهردار خلیلی را نداشت و با یک کودتای اداری داخلی ، شبانه حکم عزل وی را صادر کرد و بدون مراسم تودیع ، مرحوم خان محمدی را بدون مراسم معارفه شهردار ساری معرفی کرد زیرا استاندار چنین اراده ای کرده بود .
مهندس کشاورزیان پس از 3 سال با هماهنگی رجال سیاسی شهردار صادقلو را جایگزین مرحوم خان محمدی کرد در این جابجایی هم تقدیر و تودیع باشکوه از خدمات خان محمدی در کار نبود زیرا قرار نبود از زحمات شهردار در دوران مدیریت آن مرحوم سخنی گفته شود ، معارفه باشکوهی با انواع لشگر کشی سیاسی و اداری صورت گرفت و حسین صادقلو شهردار شد ؛ از آن روز به بعد بحث انتخابات شوراهای شهرها مطرح و حسین صادقلو را مدیریت منحصر به فرد به صورت خود مختار در همه ارکان شهرداری مدیریت می کرد تنها 2 سال توانست خدمت کند .
جابجایی استاندار و عزل مهندس کشاورزیان قدرت وی را کم کرده بود و او انگیزه ای برای کار نداشت ؛ شورای اول حکم برکناری صادقلو را صادر کرد آنهم نه برای صدور حکمی به نام مشاور غیره برای صادقلو و سپس مهندس قنبرپور سرپرست شد ؛ رجال سیاسی حاضر در شورای شهر با تأکید باندهای قدرت سیاسیون ، مهندس وحید زارع جوان شجاع ساروی را شهردار معرفی کردند زارع تصور می کرد که قدرت خود را از اراده شورائیان گرفته و تنها دو سال توانست مقاومت کند . استانداری با انواع فشارهای سیاسی و وعده های اعتبارات مالی برای عزل شهردار جوان کاری شد و مهندس باقری از شهرداری خرمشهر به ساری آمد و دولت نیز کمک های مالی خوبی را به شهرداری داد .
هر انتخابات در ساری اولین و آخرین هزینه آن عزل و جابجایی شهرداران می باشد مهندس باقری نیز دستخوش کودتاه درون سازمانی شد شورائیان محمد قنبرپور را جایگزین وی کردند که البته قنبرپور نیز سرنافرمانی با استانداری داشت . استاندار خیلی مقاومت کرد که مانع صدور حکم قنبرپور شود که با تأکید و حمایت حضرت آیت الله طبرسی ، قنبرپور شهردار ساری شد و عملکرد بسیار خوبی هم داشت ، مردم راضی بودند اما استانداری توجهی به مردم نداشت البته شورائیان نیز ساز مخالف زدند و ناسازگاری زیادی نیز روا داشتند ، بحران جمع آوری زباله و حمل و جابجایی محل دفن آن ، غده چرکین 80 ساله مشکلات شهر در زمان مدیریت قنبرپور ترکید و انتخابات دیگری را در شورای شهر رقم زد . شورائیان مهندس سید علی حجازی را شهردار معرفی کردند و همه مسئولین استانداری به جهت اینکه دیدگاه آنها در عزل قنبرپور تأمین شد از حجازی حمایت هایی همه جانبه می کردند ؛ در زمان قنبرپور استانداری جهت تضعیف عملکرد وی دست به هر کاری از جمله مسدود کردن حساب های شهرداری زدند و حتی به اعضای شورای شهر نیز اجازه ملاقات نمی دادند ؛ جمله قابل تأمل استاندار وقت این بود که طرف حساب ما فرماندار ساری است نه شورای شهر و شهرداری ؛ پیرامون مشکلات و در حمایت از مهندس حجازی ، شفقّت و تیم های معاونین و مشاورین وی عالی کار کردند پس از چند سال مهندس سید محمد کریمی استاندار شد که مدیریت حجازی باب میل وی نبود ، کریمی با شهرداری سر سازگار نداشت اما بخت حجازی بلند بود و کریمی عزل شد تا طاهائی جانشین او شد ؛ طاهائی به طور کل استاندار عزل و نصب در امور شهرداری ها نبود ولیکن حمایت همه جانبه از حجازی داشت تا اینکه تعدادی از اعضای شورای شهر برای نمایندگی مجلس استفاده فضا برای عزل حجازی مهیا و مهدی عبوری شهردار جدید مطرح شد .
آنچه که در این مقاله می شود تحلیل کرد این است که همواره استانداران نگاه پرمهر و حمایتی نسبت به مدیریت شهری نداشتند و هیچ یک از آنها تمایل نداشتند که شهردار و شورا حرف اول و آخر شهرداری و شهر را بزند ، شورای شهر و شهرداری مورد حمایت استانداری قرار می گرفت که قبل از اینکه نماینده شهروندان باشد ، نماینده استانداری باشد ؛ در خدمت استاندار و معاونین استانداری و همه ارکان استانداری باشد ؛ حتی این روند به گونه مورد انتظار مدیران است که باید آنها منافع برخی از مدیران غیربومی استانداری مازندران و برخی مسئولین را تأمین می کردند .بنده بارها در جلسات خصوصی نمایندگان مردم ساری با استانداران و فرمانداران و شهرداران واعضای شوراهای گذشته شهر ساری حضور داشتم ، مدیران ساروی همواره حرف دیگری در دفاع از حق و حقوق مردم داشتند اما مسئولین استان بی توجهی مطلق بدان داشتند .
مرحوم آیت الله سید حسن شجاعی نیز در معارفه حجازی و هم در جلسات مختلف با استانداری ، از ظلم و کم لطفی مسئولین استان با شهرداری و شورای شهر ساری فریاد زد اما هیچ دادگری برای کمک به مردم ساری ملاحظه نشد . اگر استانداری در طول تاریخ ساری قدری به فکر حمایت و کمک به شهرداران بود نه به خاطر شهر وشهروندان ساروی بلکه به این جهت بود که آن شهردار قبل از اینکه نماینده شورای شهر و شهروندانش باشد ، نماینده استاندار و تأمین کننده منافع مدیران استانداری معاونین و حتی رجال سیاسی استان باشد ؛ استانداری تمایل داشت که همه شهرداران به خصوص شهرداران مرکز استان سرایدار و اتاق خلوت آنها باشند و تمام منافع آنها در همه ابعاد در اجرای پروژه های عمرانی مورد نظر تأمین می شد اگر پروژه های در این شهر اجرا می شد باید طرح و نقشه و لیدر و اسپانسر و حتی پیمانکار آن مورد نظر مدیران استانداری بودند ؛در حوزه جذب نیرو در شهرداری ساری ، حرف اول و خر را مدیران استانداری می زدند و شهرداری ساری محلی برای تأمین نیازهای تشریفاتی و تدارکاتی آنها بود در حالی که برای کمک و رفع نیازهای شهرداری و شهر ساری شاهد هیچگونه کمکی از سوی استانداری نبوده ایم بنده برای مثال و درک بیشتر موضوع بی تفاوتی استانداری در حق شهر ، شهرداری ، شورای شهر و شهروندان ساروی مصداقی را یادآور می کنم :
چرا حتی یک بار هم بخشنامه ای از سوی استانداری به ادارات کل استان و شهرستان مستقر در ساری ابلاغ نشد که حق و حقوق قانونی شهرداری را در خدمت رسانی به مرکز استان و خدماتی که از این نهاد دریافت می کنند ، پرداخت شود ؟! چرا حتی یکبار هم در طول تاریخ مازندران ، در شورای اداری استان هیچ یک از استانداران خطاب به مدیران استانی مستقر در ادارات مرکز استان اعلام نکردند به نوبه خویش سهمی در حل مشکلات ساری داشته باشند ؟ مشارکت در حل مشکلات زیرساختی و نیازهای این شهر در حوزه های خدماتی و اعتباری حداقل کاری بود که این مدیران می تواستند انجام بدهند و ندادند.!
متأسفانه تاریخ نشان می دهد هیچگاه هیچ یک از استانداران به ساری نگاهی ویژه به عنوان مرکز استان نداشتند برخی از مسئولین شهرستان ساری نیز در بازدیدهای استانداران از ادارات کل تنها در نقش بادیگارد و نظاره گر ایفای وظیفه می کردند و بس؛ آنها دلخوش به این بودند که تصاویر آنها در بازدید ها در کنار استانداران منتشر و در رسانه ها و جراید منعکس گردد در حالی که از انعکاس مشکلات این شهر هیچ خبری نبود .
مهمترین علت محرومیت و مظلومیت مرکز استان را می توانیم در کم لطفی های محض مسئولین مازندران به این شهر مورد تحلیل قرار دهیم ؛ متأسفانه بی تفاوتی ها به ساری باعث شده تا شاید ضعیف ترین مرکز استان در کشورمان در حوزه عمران و آبادانی و خدمت رسانی به مردم باشد و قطعاً از شهرداری یک شهر نمی توان انتظار داشت به تنهایی بار دوش چنین مسئولیتی آنهم در مرکز یک استان را بر دوش بکشد.
شعبان وفایی نژاد

