تازه ها

پنجشنبه 12 تير 1399-17:9 کد خبر:43216

فاطمه سیفی

مشخصاً با شما هستم آقای روابط عمومی!


 

روابط عمومی یک علم است. هنری است که متاسفانه خیلی از مدیران به اهمیت آن واقف نیستند. بسیاری از روابط عمومی ها این روزها تنها هنرشان چسباندن بنر و پوستر و یا در نهایت تماس با رسانه ها برای دادن آگهی خلاصه می شود. این در حالیست که استادان علم ارتباطات از روابط عمومی به عنوان هنر هشتم یاد می کنند. این مقدمه را گفتیم تا یاد آور شویم که استان مازندران در این باره با فقر نیروهای توانمند و آگاه به علم ارتباطات روبرو است. هر چند که برخی از مسئولان و مدیران روابط عمومی ها در دستگاه های اجرایی به مرور زمان برخی از رموز این کار را فرا گرفته اند اما در کمال تاسف هنوز این بخش مهم، با نیروهایی پر شده اند که علاوه براینکه عالم به مسئولیت این واحد نیستند، تلاشی هم برای فراگیری این علم انجام نمی دهند.
صبح روز چهارشنبه چهارم تیرماه 99 بود که تور بازدید اصحاب رسانه از پروژه پل تا پل شهرداری ساری اجرایی شد. این گرد هم آیی از سوی خبرنگاران در حالی انجام می شد که از آخرین نشست شهردار مرکز استان با رسانه ها مدت زمان  طولانی می گذشت. هر چند که این اتفاق نا میمون تنها به دوره شهردار رجبی خلاصه نمی شود و در دوره شهردار عبوری نیز ارتباط اصحاب رسانه با شهرداری بر همین پاشنه می چرخید و انگار این واحد خدمات رسانی، خیلی دل خوشی از مواجهه با اصحاب رسانه ندارد.
البته این نوع نگاه به رسانه می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که به چند مورد اصلی از آن به طور خلاصه اشاره می کنیم.
اول اینکه ممکن است این نوع  برخوردها با اصحاب رسانه به خاطر ضعف مسئولان روابط عمومی و نوع ارتباط گیری آنان با خبرنگاران باشد. مسئول روابط عمومی ای که خودش را وقف گردانندن رسانه ای خاص کرده و تلاش کند تا به نوعی از ارتباط گیری با دستگاه های دیگر به نوعی سبد درآمدی خودش را پر ملات تر بکند، امکانی برای مطالعه درباره علوم نوین روابط عمومی گری و آگاهی به زوایای مختلف این علم پیدا نمی کند. مدیر روابط عمومی ای که با روابط عمومی های دیگر ارتباط برقرارمی کند تا در ازای دادن آگهی دستگاه مطبوع خود، از آن دستگاه آگهی برای رسانه خود بگیرد، نمی تواند برای پویایی و رشد واحد مربوطه وقت بگذارد.
دوم اینکه تا وقتی مدیر روابط عمومی از دید مدیر دستگاه اجرایی تنها بخاطر ارتباطات سیاسی و جناحی انتخاب شود، و در این میان تنها موضوع فراموش شده تخصص و عالم بودن فرد برگزیده به این علم باشد، نمی توان انتظار معجزه ای از سوی وی داشت.سوم اینکه خود مدیر دستگاه اجرایی آنقدر در راندمان کاری اش ضعف های ریز و درشت دارد که با ترس از فاش شدن ناکارآمدی اش عطای حضور در جمع اصحاب رسانه را به لقایش می بخشد و تنها با تطمیع برخی از رسانه ها و تامین منابع مالی مورد نیاز آنان تلاش می کند از کاه های اجرا شده اش، کوهی بسازد.
چهارم اینکه برخی از همکاران رسانه ای چنان به به و چه چه گویی از مدیر و مسئول روابط عمومی می کنند که او خودش هم باور می کند که در این عرصه یکه تاز میدان است و رقیبی ندارد. به همین دلیل است در عمل شاهد بروز ضعف های آشکار و پنهان در این عرصه هستیم.
پنجم اینکه آموزش و به روز کردن اطلاعات مسئولان روابط عمومی از سوی مدیران و متولیان امر تاکنون جدی گرفته نشده و باعث شده تا تمامی کارها بر پایه دیدگاه های باری به هر جهت جلو برود. همین امر باعث شده تا برخی از روابط عمومی ها نقش کم رنگی در اطلاع رسانی داشته باشند. هر چند بر این باوریم که در همین مازندران برخی از روابط عمومی ها در حد توان و آگاهی خود تلاش بخرج داده و گاها موفقیت هایی نیز حتی در سطح روابط عمومی های کشور نیز کسب کرده اند اما متاسفانه اکثریت با افرادی است که از گروه نخست هستند.حال با این شرایط و وضعیت موجود آیا می توان انتظار شق القمر از واحدی که به عنوان بازوی راست مدیر دستگاه های اجرایی محسوب می شود، داشت؟ آیا مدیر روابط عمومی ای که الفبای علم ارتباط گیری با رسانه ها را نمی داند و تنها با بهره گیری از توان مالی سعی بر تطمیع برخی ازنشریات جهت چاپ اخبار مورد نظرش را دارد، انتظار کار خارق العاده داشت؟ کاش در جریان بازدید و تور رسانه ها، شهردار ساری در میان خبرنگاران حضور پیدا می کرد تا اگر پرسشی مطرح شد، توپ انتقادات به زمین معاونان و کارکنان دیگر شهرداری شوت نشود.این وظیفه مدیر روابط عمومی است که مدیریت اجرایی شهرداری را به اهمیت حضور رسانه ها مجاب کند. او را از این مهم آگاه سازد که حضور در میان خبرنگاران تنها برای مدیری ترس آور است که نتواند کاستی های عملکردی خود را پاسخگو باشد. اما روابط عمومی ای که خود به این اصول آگاه نباشد آیا می تواند مشاوره ای مناسب برای مدیرن دستگاه خود داشته باشد؟ البته در این میان باز هم حاشیه های تاریک بسیاری در این حوزه وجود دارد که در این مقال نمی گنجد و در نوشتارهایی دیگر بدان پرداخته خواهدشد. ای کاش از ظرفیت دانشگاه های استان برای پرورش مدیرانی آگاه در عرصه هنر هشتم بهره بیشتری گرفته می شد. اتفاقی که تاکنون مازندران از آن بی بهره بوده است. همین می شود
 برای ساکت کردن خبرنگاری منتقد آگهی های چرب تر به او می دهند و یا اینکه کارت هدیه چند صد هزار تومانی به او می دهند تا فراموش کند که ضعف ها را ببیند! یا مسئول روابط عمومی به دلیل نا آگاهی از همین دانش هاست که به خود جسارت می دهد تا خبرنگاری را که از دستگاه مطبوع او انتقاد کرده، کذاب بخواند! غافل از اینکه  آنکه از این هنر بهره ای برده باشد، تلاشش بر جذب حداکثری به نفع دستگاه و اداره خود می شود نه دفع حداکثری!...

فاطمه سیفی مدیر مسئول هارش

نام فرستنده :
ایمیل گیرنده :